تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠

نامه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به ابن‌عباس درباره بني‌تميم

1 . امام ( عليه السلام ) به عبدالله بن عباس ، كارگزار خود در بصره ، نوشت : بدان كه بصره جايگاه فرود آمدن شيطان و كشتزار فتنه‌هاست . پس با مردم آن به نيكى رفتار كن و گره وحشت را از دل‌هاى آنان بگشاى . بدرفتارى تو با قبيله بنىتميم و خشونتت با آن‌ها را به من گزارش داده‌اند . همانا ايشان مردانى نيرومندند كه هر گاه دلاورى از آن‌ها غروب كرده ، سلحشور ديگرى به جاى او طلوع نموده است . در نبرد ، در جاهليت و اسلام ، كسى از آن‌ها پيشى نگرفت و با ما پيوند خويشاوندى و نزديكى خاص دارند . صله رحم و پيوند با آنان ، پاداش ؛ و گسستن پيوند با ايشان ، كيفر الهى براى ما خواهد داشت . پس مدارا كن اى ابوعباس ! اميد است آنچه از دست و زبان تو ، از خوب يا بد ، جارى مىشود ، خدا تو را به خاطر آن بيامرزد ؛ چرا كه من و تو در اين گونه رفتارها شريكيم . سعى كن تا خوش‌بينى من نسبت به تو استوار باشد و نظرم دگرگون نشود . والسلام . ( نهج‌البلاغه ، 3 / 18 ) در ظاهر ، اين سخن امام ( عليه السلام ) كه بصره جايگاه فرود آمدن ابليس و كشتزار فتنه‌هاست ، از باب حقيقت است [ نه مَجاز ] ؛ يعنى هنگامى كه آدم ( عليه السلام ) هبوط نمود ، شيطان نيز در بصره فرود آمد . اما ممكن است معناى مجازى داشته باشد ، با اين قرينه كه پس از آن ، تعبير « كشتزار فتنه‌ها » را به كار برده ؛ يعنى مردم بصره در روزگار وى در دسترس فتنه‌هاى شيطان بودند و مي‌بايست با آنان محتاطانه رفتار مي‌كرد . 2 . ابن‌ميثم گويد : گزارش شده كه وقتى ابن‌عباس از جانب علي ( عليه السلام ) امير بصره شد ، به بني‌تميم آزار رساند ؛ زيرا از دشمني‌ورزى آنان در نبرد جمل آگاه بود ؛ چرا كه ايشان هواداران عايشه و طلحه و زبير بودند . از اين رو ، ابن‌عباس به آنان تعرض نمود و دورشان راند و به خاطر حضورشان در نبرد جمل ، ايشان را نكوهش نمود و به آنان روى خوش نشان نداد تا جايى كه آن‌ها را « هواداران شتر » و « ياران عسكر ( = نام شتر عايشه ) » و « حزب شيطان » خواند . اين رفتار ابن‌عباس بر برخى شيعيان علي ( عليه السلام ) در ميان بني‌تميم ، از جمله جارية بن قدامه ، گران آمد . جاريه اين رفتار وى را به على گزارش نوشت و از او شكايت نمود .
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 420 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )