سيد محمدمهدى خرسان ، « موسوعة ابنعباس » را تأليف نموده و در آن ، به نيكى از عهده مطلب برآمده و در ستايش از وى سنگ تمام گذاشته است .
من هنگامى كه سرسختى وى و سيد جعفر مرتضى را ميبينم ، با خود ميگويم : « اين دو سيد هاشمى كه از خاندان علي ( عليه السلام ) و زهرا ( عليها السلام ) هستند ، چرا همانند قثم و عبيدالله فرزندان عباس ، در حمايت از عبدالله بن عباس تعصب ميورزند ! من ، خود ، كتابى با عنوان « العباسيون و اهل البيت ( عليهم السلام ) » نگاشتهام كه هنوز انتشار ندادهام . چكيده سخن من اين است : ابنعباس از نظر همگان فردى ثقه است ؛ اما من درباره آن بخش از احاديث وى كه مربوط به رابطه عباسيان و علويان است ، ترديد دارم . من او را نه شيعه خاص ، بلكه شيعه عام ، ميدانم . نيز معتقدم كه در ماجراى اموال بيتالمال بصره ، به طور كامل نميتوان از وى دفاع نمود .
7 . سيد خرسان خطبه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) هنگام سپردن كارگزارى بصره به ابنعباس را به منزله ستايش از او ميداند ؛ اما به نظر ميرسد كه اين خطبه براى استوار ساختن پايه حكومت امام ( عليه السلام ) در بصره بوده ؛ زيرا حاكميت بر بصره براى امام ( عليه السلام ) با دشواريهايى همراه بود . در اين خطبه ، ستايشى از ابنعباس ديده نميشود ؛ بلكه امام ( عليه السلام ) به او هشدار ميدهد ، به ويژه كه او را بر بيتالمال مسلط نميسازد و زياد را كارگزار بيتالمال ميگرداند و به ابنعباس دستور ميدهد كه از او اطاعت نمايد ! سپس ميفرمايد كه به او اميد دارد ؛ اما اگر از وى خيانت يا انحرافى بيند ، بركنارش خواهد ساخت . حتى در اين خطبه به اين نكته كه بعدا از او كارى ناروا سرخواهد زد ، اشارهاى شده است .
خطبه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) هنگام سپردن كارگزارى بصره به ابنعباس
شيخ مفيد گويد : هنگامى كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) عبدالله بن عباس را به كارگزارى بصره گماشت ، براى مردم خطبه خواند و پس از سپاس و ستايش خداوند و صلوات بر پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : اى جماعت مردم ! من عبدالله بن عباس را نماينده خود براى حكومت بر شما ساختم . از او سخن بشنويد و فرمانش را اطاعت كنيد ، مادام كه از خدا و رسولش ( صلى الله عليه وآله )