اطاعت نمايد . اما اگر در ميان شما به بدعت پردازد يا از حق انحراف يابد ، بدانيد كه او را از حكومت بر شما بر كنار خواهم ساخت . من اميدوارم كه او را پاكدامن و پرهيزگار و پارسا بيابم و فقط به دليل همين گمانى كه درباره او دارم ، وى را بر شما حاكم ساختم . خداوند ما و شما را بيامرزد ! » ( الجمل ، مفيد ، 224 )
طبرى گويد : علي ، ابنعباس را امير بصره ساخت و زياد را كارگزار خراج و بيتالمال نمود و به ابنعباس دستور داد كه از وى سخن بشنود . ابنعباس ميگفت : يك بار درباره حادثهاى كه از جانب برخى افراد پيش آمده بود ، از وى مشورت خواستم . گفت : « اگر ميدانى كه بر حق هستى و مخالفانت بر باطلند ، چنانت مشورت ميدهم كه شايسته باشد . اگر هم ندانى كه بر حق هستي ، باز چنانت مشورت دهم كه رواست . » گفتم : « من بر حق هستم و ايشان بر باطل . » گفت : « با يارى اطاعتگرانت به سركوب سركشان و سرپيچان از فرمانت بپرداز و حتى اگر مايه عزت و مصلحت اسلام باشد ، گردنشان را بزن ! » بعدا او را كاتب خويش ساختم و هنگامى كه اين مسؤوليت را بر عهده گرفت ، ديدم كه چه ميكند و دانستم كه آن نظر مشورتى بر اساس اجتهادش [ و مشفقانه ] بوده است . »
( تاريخ طبري ، 3 / 546 )
سيد خرسان در « موسوعة ابنعباس » به ستايش از وى پرداخته و گفته است : « اميرالمؤمنين حدود دو ماه در بصره ماند و اين كارگزار جديد ، با امام خود و خليفه مسلمانان معاشرت داشت و اين زمان كافى بود كه امام به او بهره برساند و وى بهره برگيرد . » اما به سبب علاقهاش به ابنعباس ، دچار اشتباه گشته ؛ زيرا نبرد جمل روز پنجشنبه نيمه جمادى الثانى آغاز گشت و يك هفته به درازا كشيد . امام ( عليه السلام ) پس از آن ، سه روز در ميدان نبرد باقى ماند و آنگاه ، در روز دوشنبه بيستوهفتم جمادى الثانى وارد بصره گشت و حدود يك هفته در آن جا ماند و در روز دوازدهم رجب وارد كوفه شد .
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤١٩