حدود سيصدتن با وى همراه بودند . ( تاريخ طبري ، 3 / 475 )
شايد اين عرني ، راهنماى مسير بوده كه او را براى همراهى عايشه اجير كرده بودند و سپس به دروغ ادعا نموده كه صاحب آن شتر بوده است .
3 . آن شتر همچون گوساله بنياسرائيل شد ! طبرى گويد : ضبيان و ازديان در نبرد جمل پيرامون عايشه طواف ميكردند و مردانى از ازد ، سرگين آن شتر را ميشكافتند و ميبوييدند و ميگفتند : « سرگين شتر مادرمان از مشك خوشبوتر است . » ( تاريخ طبري ، 3 / 530 )
ابناعثم گفته است : بنيضبه سرگين آن شتر را برگرفته ، ميبوييدند و به يكديگر ميگفتند : « آيا نميبينيد كه سرگين شتر مادر ما همچون مشك خوشبو است ؟ » ( الفتوح ، 2 / 481 )
توحيدى گويد : هوادارانش سرگين شتر وى را شكافتند و از آن شفا جستند و آن را به روى خود پاشيدند . ( اخلاق الوزيرين ، 1 / 153 )
عبدالرزاق گفته است : اسحق بن سويد عدوى گويد : از ما [ بنيعدي ] پنجاه مرد در پيرامون آن شتر كشته شدند . ( المصنف ، 8 / 721 )
4 . ابنابيالحديد گويد : آن شتر ميچرخيد ، همچنان كه سنگ آسياب ميچرخد . مردانى بسيار پيرامونش را گرفته بودند . بانگ آن شتر بلند ميشد و افراد ، بيشتر گردش را ميگرفتند . حتات مجاشعى ندا برآورد : « اى مردم ! مراقب مادرتان باشيد ! » افراد دو سپاه با هم درآويختند و به هم ضربت زدند . كوفيان قصد شتر را كردند كه مردان همچون كوه پيرامونش را گرفته بودند . هرگاه تعدادى از آنان كاسته ميشدند ، چند برابرشان جاى ايشان را ميگرفتند . علي ( عليه السلام ) ندا برآورد : « واى بر شما ! به آن شتر تير بيفكنيد و آن را پى كنيد ؛ كه خدايش لعنت كناد ! » پس به وى تير افكندند و در بدنش هيچ جايى نبود كه تير نخورده باشد . بدنش فرورفته و تيرها به آن آويزان شده و همچون خارپشت گشته بود . ( شرح نهجالبلاغه ، 1 / 262 )
5 . عايشه به وصف فروافتادن شتر خود پرداخته است . ابنسليمان گويد : ابوعبدالله جدلى گفته است : عايشه به من اجازه ورود داد . وارد شدم و به وى سلام دادم . وقتى مرا ديد ،
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 406
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٠٦