بنيضبه شدت گرفت و بسيارى از آنان كشته شدند . علي ( عليه السلام ) همراه گروهى از نخعيان و همدانيان به سوى شتر رفت و به يكى از مردان نخعى به نام بجير فرمود : « اى بجير ! كار شتر را يكسره كن ! » وى ضربتى بر پشت شتر زد كه به پهلويش نشست و گردن به زمين چسباند و صدايى برآورد كه شديدتر از آن شنيده نشده بود . همين كه شتر بر زمين افتاد ، مردان گريختند ، همچنان كه ملخها در هواى طوفانى به پرواز ميآيند . سپس عايشه را همراه با كجاوهاش بردند و به خانه عبدالله بن خلف رساندند . علي ( عليه السلام ) فرمان داد تا شتر را بسوزانند و خاكسترش را به باد دهند . آنگاه ، فرمود : « خدا آن شتر را لعنت كند ؛ كه به گوساله بنياسرائيل بسيار شباهت دارد ! » سپس اين آيه را خواند : « وَانْظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِى ظَلْتَ عَلَيهِ عَاكِفًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِى الْيمِّ نَسْفاً : و [ اينك ] به آن خدايى كه پيوسته ملازمش بودى ، بنگر . آن را قطعاً مىسوزانيم و خاكسترش مىكنيم [ و ] در دريا فرومىپاشيم . » ( طه : 97 )
( شرح نهجالبلاغه ، 1 / 262 )
نيز از سلام نقل شده است : به كجاوه عايشه نگريستم كه بيش از همه به خارپشت شبيه بود ؛ زيرا تيرهاى فراوان در آن فرورفته بود و او را به اين سو و آن سو ميبرد تا زمانى كه گردش را محاصره كردند . هنگامى كه وى محاصره شد و زبير بازگشت و طلحه كشته شد و بصريان گريختند ، ندادهنده على - صلوات الله عليه - بانگ برآورد : « گريختگان و سلاح بر زمين نهادگان را تعقيب نكنيد و مجروحى را نكشيد . اينان گريختند و كسانى را ندارند كه به آنان پناه ببرند . » همين شيوه در ميان مسلمانان براى نبرد با ستمپيشگان نبرد كننده ، سنت شد و فقيهان مسلمانان فتوا دادند كه هرگاه آنان بگريزند و گروهى را نداشته باشند تا به آنان پناه ببرند ، نبايد مجروحانشان را كشت و گريختگانشان را تعقيب كرد . اما اگر كسانى پناهشان باشند ، ميتوان مجروحان را كشت و گريختگان را دنبال نمود و به قتل رساند . همين حكم را على - صلوات الله عليه - درباره ياران معاويه نيز جارى نمود و فقيهان اهل سنت هم اين حكم را از او برگرفتند و بدين سان پذيرفتند كه حزب علي ، حزب عادلان است و هر كه با وى بجنگد ، در حزب متجاوزان و ستمپيشگان جاى دارد . ( شرح الاخبار ، 1 / 388 )
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 408
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٠٨