كشت ، بپردازيد . شما در عربستان سعودى امكانات كافى داريد . ديه آنان را گرد آوريد تا در حل اين مشكل يارى كنيد ! صدها تن از آن كشتگان ، سعوديهايى از احساء و قطيف ، از ربيعه از بنيعبدالقيس بودند و براى دريافت اين ديه ، كاملا سزاوارند ! »
22 . باقلانى درباره عايشه و طلحه و زبير گفته است : برخى برآنند كه اينان پس از جمل توبه كردند . دليلشان اين است كه زبير بازگشت و عايشه پشيمان شد و هرگاه از نبرد جمل نزد وى ياد ميشد ، آن قدر ميگريست كه روبندش خيس ميشد . نيز او گفته است : « كاش بيست فرزند از رسول خدا داشتم كه همه مانند عبدالرحمن بن حارث بن هشام بودند و سپس در عزاى هر بيست فرزندم مينشستم ، اما ماجراى جمل از من سرنميزد ! » همچنين گفته است : « در نبرد جمل نيزهها چنان مرا فراگرفتند كه بر شتر ، همانند دريا در تلاطم شدم ! » همچنين طلحه در حال جان دادن ، به جوانى از سپاه على گفت : « دستت را پيش بياور تا به نيابت از اميرالمؤمنين با تو بيعت كنم . » و از اين گونه سخنان نقل شده است . ( التمهيد ، 552 )
به سخن باقلانى توجه كنيد كه ميگويد : « برخى برآنند كه . . . . » اين بدان معناست كه اين سخن از آنِ برخى است و به اثبات نرسيده است .
البته ابنرشد به اين سخن تصريح نموده و گفته است : برخى معتقدند كه هر كس با على مخالفت نمود ، در خطا و سركشى بوده است ؛ اما جمليان توبه نمودند و پيش از مرگ ، به ولايت على بازگشتند . دليلشان بر اين سخن ، آن است كه زبير بازگشت و عايشه پشيمان شد و هرگاه از نبرد جمل نزد وى ياد ميشد ، ميگريست و نيز طلحه در حال جان دادن ، به جوانى از سپاه على گفت : « دستت را پيش بياور تا به نيابت از اميرالمؤمنين با تو بيعت كنم . » گفتيم كه آنان اجتهاد نمودند و على به حقيقت رسيد و طلحه و زبير خطا كردند . اين سخنى است صحيح كه بايد به آن اعتقاد داشت . پس على به دليل سازگارى اجتهادش با حق ، دو اجر داشت و طلحه و زبير به خاطر اجتهادشان ، يك اجر داشتند . ( البيان و التحصيل ، 17 / 361 )
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٠٠