عايشه صدايى بلند و خشن داشت و اين صفت با پُرمو بودنش ، به خلاف معمول زنان ، سازگار است .
5 . ابنابيالحديد گويد : اگر عايشه كارى را كه با على كرد ، با عمر ميكرد و امت را بر وى ميشوراند و سپس عمر بر وى پيروز ميشد ، او را ميكشت و قطعهقطعهاش ميكرد ؛ اما علي ( عليه السلام ) بردبار و كريم بود . ( شرح نهجالبلاغه ، 17 / 254 )
6 . عايشه در اعتماد به نفس خود ، زيادهروى ميكرد و بيش از اندازه ، خود را از اين لحاظ كه همسر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بوده ، حق به جانب ميدانست و گمان ميكرد كه همچون مادر نسبت به فرزندانش ، بر گردن همه مسلمانان حق اطاعت و فرمانبرى دارد و ميتواند آنان را امر و نهى نمايد و ايشان نيز بايد از وى فرمان ببرند . ابوالاسود دؤلى درباره حركت وى به سوى بصره پرسيد و او پاسخ داد : « خونخواه عثمان هستم . » ابوالاسود گفت : « از قاتلان عثمان هيچ كس در بصره نيست . » وى گفت : « راست ميگويي ؛ اما آنان با على بن ابيطالب در مدينه هستند و من آمدهام تا بصريان را به نبرد با وى برخيزانم . آيا من كه به خاطر شما بر تازيانه عثمان خشم ميگرفتم ، به خاطر عثمان بر شمشيرهاى شما خشم نگيرم ؟ » ابوالاسود گفت : « تو را به شمشير و تازيانه چه كار ؟ تو فقط همسر رسول خدا هستى كه وى دستور داده در خانه بمانى و كتاب خدايت را بخواني . بر زنان نبرد و خونخواهى روا نيست . على بيش از تو نسبت به عثمان اولويت و با او رابطه خويشاوندى دارد و هر دو فرزندان عبدمناف هستند . » عايشه گفت : « من بازنميگردم تا زمانى كه به هدف خود از اين حركت دست يابم . اى ابوالاسود ! آيا گمان ميكنى كسى به نبرد با من خواهد آمد ؟ » وى پاسخ داد : « به خدا سوگند ! با تو چنان خواهند جنگيد كه سادهترينش سخت باشد . » ( شرح نهجالبلاغه ، 6 / 226 )
7 . عايشه زنى درشتخوى بود و زنى را كشت . حفصه نيز دو زن را كشت . آن دو چنين كردند ؛ زيرا معتقد بودند كه آن سه زن به زيان آنان سحر نوشتهاند ! ( المحلي ، 11 / 395 )
نووى گويد : مالك روايت نموده كه عايشه دست يك غلام خود را قطع نمود . نيز روايت كرده
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٣٨١