تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
و بقيه را به گريز واداشت و صفراء دختر شعيب را به اسيرى گرفت و به او گفت : « در دنيا از تو چشم‌پوشى مي‌كنم تا در روز قيامت ، پيامبر خدا موسي ( عليه السلام ) را ديدار كنم و به خاطر آن چه از تو و گروهت ديدم ، به او شكايت نمايم ! » صفراء گفت : « اى واي ! به خدا سوگند ! اگر شايسته بهشت باشم ، شرم دارم كه در آن جا ، پيامبر خدا را ببينم ، حال آن كه پرده‌اش را دريده و پس از او ، بر وصيش شورش نموده‌ام . » ( كمال الدين ، 153 ) در گزارشى آمده است : « صفراء دختر شعيبِ پيامبر ( عليه السلام ) همسر موسى بن عمران ( عليه السلام ) با همراهى از دين بيرون شدگان بني‌اسرائيل ، سوار بر زرافه‌اي ، با يوشع بن نون ( عليه السلام ) نبرد نمود ، همچنان كه عايشه دختر ابوبكر ، همسر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) با همراهى از دين بيرون شدگان امتش ، سوار بر شتري ، با وصى پيامبر ، اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) جنگيد . ( الهداية الكبري ، 124 ) در تاج العروس آمده است : رَجُله به زنى گويند كه بعضى از حالاتش مانند مردان باشد . اين گفته ، همين معنا را تأييد مي‌كند : « عايشه از نظر رأي ، رجله بود » يعنى رأيش همانند مردان بود . ( تاج العروس ، 14 / 263 ) مناوى گويد : خداوند زن رجله را لعنت كند ، يعنى زنى را كه در صورت ظاهري ، راه رفتن ، صدا بلند كردن ، يا مانند اين‌ها همانند مردان باشد . اما اگر زنى در دانش و رأى همانند مردان باشد ، پسنديده است . گفته‌اند : عايشه از نظر رأي ، همانند مردان بود . ( فيض القدير ، 5 / 343 ) همين سخن را حميدى ( 1 / 206 ) نيز آورده است . حميرى گويد : صداى عايشه بلند بود . ( الروض المعطار ، 1 / 206 ) يك بار رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) او را « عُوَيش » [ صفت براى فرد مذكر ] خواند : « اى عويش ! اى حميراء ! بدترين مردم نزد خدا در روز قيامت كسى است كه مردم از ترس شرّش ، او را گرامى بدارند . » ( تفسير امام عسكري ، 354 ) 4 . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) وى را حميراى ارم و خواهر ارم و خواهر سنگ و شعيراء خواند و گفت كه وى از شتر برآمده از دل آن سنگ ، شوم‌تر است . بلاذرى گويد : على به كجاوه رسيد و با نيزه‌اش به آن ضربت زد و گفت : « اى خواهر ارم !
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 378 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )