اما به توشه نياز دارم و ميخواهم على نزد من آيد و ديدارش كنم . » اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) توشه وى را فراهم ساخت و پنجاه زن را همراهش روان نمود كه همراهياش كنند . » ( الايضاح ، 79 )
يعقوبى گزارش كرده است : على هفتاد زن از عبدالقيس را در جامه مردان با او همراه نمود تا وى را به مدينه برسانند . ( تاريخ يعقوبي ، 2 / 183 )
شيخ مفيد گويد : عايشه گفت : « حركت نميكنم . » على به وى فرمود : « اگر اين كار را انجام ندهي ، زنانى از بكر بن وائل را با تيغهاى تيز به سويت ميفرستم كه تو را با آن وادار به اين كار كنند . » نيز به او فرمود : « اى زن پُرمو ! حركت كن ؛ و گرنه آن سخنى را ميگويم كه خودت ميداني ! » عايشه گفت : « آري ؛ حركت ميكنم . » سپس اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فرمود : « اى جماعت عبدالقيس ! زنان آزاد نيكوى خود را برايم گزينش كنيد . اين زن از حركت كردن سر بازميزند . شايد لازم باشد او را حركت دهيد ! » هنگامى كه عايشه اين سخن را شنيد ، به آنان گفت : « به على بگوييد مرا توشه سفر دهد ! » پس نزد اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) آمدند و اين سخن را به وى رساندند . على توشه وى را فراهم ساخت و آن زنان را همراهش نمود . ( الكافئة فى رد توبة الخاطئه ، 29 و 131 )
[ در اين سخن ، امام ( عليه السلام ) با لقب « شعيراء » به عايشه خطاب كرده است . ] شعيراء يعنى زن پُرمو ؛ و اين براى نكوهش زن به كار ميرود . عايشه صدايى بلند و خشن داشت و اين ويژگى با معنايى كه از شعيراء گفتيم ، تناسب دارد ؛ يعنى صفتى كه زنانه نيست .
4 . ابن ابيشيبه كوفى گويد : از احنف بن قيس شنيدم : هنگامى كه على بر بصريان چيره گشت ، به عايشه پيام فرستاد : « به مدينه و خانهات بازگرد ! » اما وى سرپيچى نمود . على ديگربار فرستادهاش را روان نمود و پيام داد : « به خدا سوگند ! يا بازميگردى و يا زنانى از بكر بن وائل را با تيغهاى تيز به سويت روان ميسازم تا به اين كار وادارت كنند . » عايشه وقتى چنين ديد ، حركت نمود . ( المصنف ، 8 / 720 )
اين گزارشها نشان ميدهد كه وى در تصميمگيرى دچار پريشانى بوده و نخست ميپذيرفته و سپس رد ميكرده ، تا زمانى كه امام ( عليه السلام ) او را تهديد به طلاق از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله )
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٣٦٢