تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
و خداوند بقيه را نيز خوار ساخت و گريختند . ناقه صالح براى مردم آن سرزمين ، شوم‌تر از عايشه براى اين مردم نبود ، با اين گناه بزرگ كه در معصيت خداوند خود و پيامبرش انجام داد و مردم را فريفت و دچار اختلاف كرد و خون‌هاى مؤمنان را ريخت ، بى آن كه هيچ دليل و توجيه و حجت آشكارى داشته باشد . هنگامى كه خدا آنان را در هم شكست ، فرمان دادم كه هيچ گريزنده‌اى تعقيب نگردد و هيچ مجروحى كشته نشود و عورتى نمايان نگردد و پرده‌اى دريده نشود و به هيچ خانه‌اى بدون اجازه وارد نگردند و همه مردم را امان دادم . از ما مردانى صالح به شهادت رسيدند كه خدا پاداش نيكشان را چند برابر سازد و جايگاهشان را و الا گرداند و پاداش راستگويان صابر را به آنان عطا فرمايد . به شما مردم آن ديار نيز خداوند از جانب خاندان پيامبرتان بهترين پاداش اطاعتگران خود و شاكران نعمتش را عطا فرمايد ؛ زيرا سخن‌شنوى داشتيد و فرمان برديد و هنگامى كه فراخوانده شديد ، اجابت نموديد . شما بهترين برادران و ياران در همراهى با حق هستيد . سلام و رحمت و بركت‌هاى خدا نثار شما باد ! اين نامه به دست عبيدالله بن ابي‌رافع در رجب سال 36 نوشته شد . ( الكافئة فى رد توبة الخاطئه ، 29 ) 2 . امام ( عليه السلام ) نامه‌اى به كوفيان نوشت و در آن ، اوضاع را تشريح نمود . به نظر مي‌رسد كه اين نامه پس از نامه وى به كارگزارش قرظة بن كعب ، نگاشته شده است . شيخ مفيد گويد : سپس امام ( عليه السلام ) نامه بشارت پيروزى را براى كوفيان نگاشت : بسم الله الرحمن الرحيم . از بنده خدا اميرالمؤمنين به كوفيان . سلام بر شما ! من خطاب به شما خداوندى را سپاس مي‌گويم كه معبودى جز او نيست . اما بعد ؛ خداوند داورى دادگر است : إِنَّ اللَّهَ لا يغَيرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يغَيرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ : در حقيقت ، خدا حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنان حال خود را تغيير دهند . و چون خدا براى قومى آسيبى بخواهد ، هيچ برگشتى براى آن نيست و غير از او حمايتگرى براى آنان نخواهد بود . ( رعد : 11 ) به شما خبر مي‌دهم درباره خودمان و گروهى از جماعت بصره كه به سوى