متناقض آنان ادامه نميدهيم . ترجيح ما همين است كه شمار آن سپاه حدود صد و بيست هزار تن بود و يكسوم آنان كشته شدند .
و اما سپاه علي ( عليه السلام ) يازدههزار و نهصد تن بودند ، چنان كه محمد بن حنفيه گفته است . ( انساب الاشراف ، 2 / 262 ) آنان اموال بيتالمال بصره را ميان خود تقسيم نمودند و به هر يك پانصد [ درهم ] رسيد .
مسعودى گويد : على با گروهى از مهاجران و انصار وارد بيتالمال بصره شد و به طلاها و نقرههاى آن نگريست و گفت : « اى زرد و سپيد ! كسى جز مرا بفريبيد . » سپس همچنان به حال تفكر ، در آن اموال نگريست و آنگاه ، گفت : « آن را در واحدهاى پانصد درهمى ميان ياران و همراهانم تقسيم كنيد . » چنين كردند و حتى يك درهم كم نيامد . شمار آن سپاه دوازدههزار تن بود . ( مروج الذهب ، 2 / 370 )
على براى خود نيز پانصد درهم برداشت . مردى نزد وى آمد و گفت : « اى اميرالمؤمنين ! از غنيمت به من نيز بده ! » على به او پانصد درهم داد . كسانى كه از غنيمت بهره گرفتند ، دوازدههزار تن بودند و سخن درست اين است كه شهدا نيز در ميان همين تعداد بودند و سهمشان را [ بازماندگانشان ] گرفتند . ( الدر النظيم ، 1 / 357 )
علت كشته شدن بسيارى از سپاهيان عايشه
اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) درباره جوانان قريش فرمود : « ناكارآزمودگانى بودند كه از فن نبرد خبر نداشتند و فريفته گشتند و در اين جا فرود آورده شدند . چون از اين حال آگاهى يافتند ، ديگر درگير ماجرا شده بودند و كشته شدند . » ( الارشاد ، 1 / 246 )
واقدى از كبشه بنت كعب روايت نموده كه عايشه گفت : همراه ما نوجوانانى از قريش بودند كه دانش نبرد نداشتند و در هيچ جنگى شركت نكرده بودند و همگى همچون گوسفندانى پَروار براى آن سپاه بودند . من در چنين حالى بودم و افراد سپاه نيز پيرامون شتر مرا گرفته بودند . مدتى سكوت كردند و سپس من گفتم : « اين سكوت شما خير است يا شر ؟