تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢

شمار سپاهيان و كشتگان دو طرف

درباره شمار سپاهيان و كشتگان ، گزارش‌ها متفاوت است . البته همه قبول دارند كه تعداد افراد و نيز كشتگان سپاه عايشه ، دو برابر و بلكه چند برابر سپاه علي ( عليه السلام ) بوده است . در گزارش بلاذري ، تعداد سپاه عايشه به صد و بيست هزار تن رسيده است . ( التنبيه و الاشراف ، 255 ) گزارش سليم بن قيس نيز همين است و آن را به نقل از اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در پاسخ به اشعث بن قيس ، آورده ، آن‌گاه كه اشعث از او پرسيد : « تو همواره وصى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) و داراى حق خلافت بوده‌اي . پس چرا با ابوبكر و عمر نبرد نكردي ؟ » و امام ( عليه السلام ) فرمود : « رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به من خبر داد كه اين امت پس از وى با من چه خواهند كرد . هنگامى كه اين رخدادها را به چشم خود ديدم ، داناتر و يقين‌مندتر از گذشته نشدم ؛ بلكه يقينم به سخن رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بيش از مشاهده خودم بود . گفتم : “ اى رسول خدا ! در آن هنگام ، مرا به چه كارى سفارش مي‌فرمايي ؟ ” فرمود : “ اگر ياورانى يافتي ، با آنان به مبارزه برخيز و اگر ياورانى نيافتي ، دست بكش و جانت را حفظ كن تا زمانى كه براى برپا ساختن دين و كتاب خدا و سنت من ، ياورانى بيابي . ” واى بر تو اى فرزند قيس ! هنگامى كه عثمان كشته شد و من ياورانى يافتم ، كار مرا چگونه ديدي ؟ آيا از من سستى يا تأخير يا بزدلى يا كوتاهى در ماجراى نبرد بصره يافتي ؟ اين در حالى بود كه آنان پيرامون آن شتر گرد آمده بودند كه همه آن گرد آمدگان و كشتگان پيرامونش مورد لعن خداوندند و نيز همه كسانى كه از آن نبرد بازگشتند و توبه نكردند و آمرزش نخواستند ، ملعون هستند ؛ زيرا ياران مرا كشتند و بيعتم را شكستند و كارگزار مرا [ با چيدن موى ريش و صورت ] مُثله نمودند و بر من ستم كردند . من با دوازده‌هزار سپاه به سوى آنان حركت كردم ، در حالى كه آنان افزون بر صد و بيست هزار تن بودند . پس خداوند مرا بر آنان پيروزى بخشيد و آنان را به دست ما كشت و سينه مؤمنان را آرامش بخشيد . » ( كتاب سليم ، 325 ) نيز ابان گفته است : از سليم بن قيس شنيدم : من در نبرد جمل همراه علي ( عليه السلام ) بودم . ما دوازده‌هزار تن بوديم و سپاه جمل بيش از صد و بيست هزار تن بودند . حدود چهارصد تن