از مهاجران و انصار همراه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در بدر و حديبيه و ديگر نبردهاى پيامبر ، در سپاه على حضور داشتند و ديگر افراد سپاه از كوفيان بودند ، مگر كسانى كه از بصره و حجاز به وى پيوسته بودند ؛ حجازيانى كه از مهاجران به شمار نميرفتند و پس از فتح مكه اسلام آورده بودند . البته بيشتر آن چهار هزار تن ، از انصار بودند . على هيچ يك از مردم را نه براى بيعت و نه براى جنگ ، مجبور نساخت و فقط آنان را به اين كار دعوت كرد . از بدريان هزار و هفتصد تن به وى پيوستند كه بيشترشان از انصار و حاضران احد و حديبيه بودند و هيچ يك از ايشان ، از پذيرش دعوت وى سر بازنزد . همه مهاجران و انصار هوادار وى بودند و از او پشتيبانى ميكردند و خواهان پيروزى و نصرت وى بودند . ( همان مأخذ )
حضينى گويد : از اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) روايت شده است : عايشه از مكه به بصره راهى شد و شعله جنگى را برافروخت كه در آن ، طلحه و زبير و بيست و پنج هزار مسلمان كشته شدند و شما ميدانيد كه خداوند فرموده است : وَمَنْ يقْتُلْ مؤمناً متعمداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللهُ عَلَيهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عذاباً عَظِيماً : و هر كس عمداً مؤمنى را بكشد ، كيفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مىگيرد و لعنتش مىكند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است . ( نساء : 93 ) » ( الهداية ، 141 )
روايت شده است كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فرمود : « به خدا سوگند ! دانستم كه آن زن ، بر شتر سوار شده ، هيچ گرهى را نميگشايد و از هيچ گردنهاى عبور نمينمايد و در هيچ منزلى فرود نميآيد ، مگر آن كه به سوى معصيت راه ميسپارد تا خودش و همراهانش را به جايى وارد سازد كه يكسومشان كشته گردند و يكسومشان با شكست بگريزند و يكسومشان بازگردند . به خدا سوگند ! طلحه و زبير ميدانند كه خطاكارند و جاهل نيستند . بسا عالمى كه جهلش او را كشته ، حال آن كه علمش با اوست و سودى به حالش ندارد . به خدا سوگند ! سگهاى حوأب بر او پارس ميكنند . اما آيا كسى هست كه عبرت گيرد يا انديشه نمايد ؟ » سپس فرمود : « گروه تجاوزپيشه ستمگر برخاستند . نيككرداران كجايند ؟ »
( الارشاد ، 1 / 247 ؛ الكافئة فى رد توبة الخاطئه ، 19 ؛ المعيار و الموازنه ، 53 ؛ شرح نهجالبلاغه ، 1 / 233 )
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٣٤٣