تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
نيز بود كه يكى از ده نفرى است كه پيامبر آنان را به بهشت بشارت داده است . آن‌گاه ، در روز دوشنبه على به بصره وارد شد . ( عمدة القارى بشرح البخاري ، 15 / 50 ) علي ( عليه السلام ) بر كشتگان سپاه عايشه نماز نگزارد ؛ زيرا آنان از خوارج بودند . نيز هنگامى كه با طلحه و زبير در ميان صفوف دو سپاه ديدار نمود و آن دو ، از حديث عشره مبشره ياد كردند ، علي ( عليه السلام ) آن را با قاطعيت دروغ خواند . 4 . ابن‌اثير گويد : على سه روز پشت بصره ماند و به مردم اجازه داد كه مردگانشان را دفن كنند . آنان به سوى مردگانشان رفتند و ايشان را به خاك سپردند . على در ميان كشتگان گشت و هنگامى كه بر كعب بن سور عبور نمود ، گفت : « گمان داشتيد كه افراد نادان با آن سپاه همراه شدند ؟ مي‌بينيد كه اين فرد از عالمان است ! » نيز بر عبدالرحمن بن عتاب برگذشت و گفت : « اين سركرده آن گروه است . » يعنى آنان گرداگرد وى مي‌گشتند و از اين كه امام جماعتشان شود ، خشنود بودند . همچنين بر طلحة بن عبيدالله كه كشته بر زمين افتاده بود ، عبور نمود و گفت : « اى ابومحمد ! دريغا بر تو ؛ انا لله و انا اليه راجعون . به خدا سوگند ! من دوست نمي‌داشتم كه قريش را كشته بر خاك بينم . به خدا سوگند ! تو همان گونه‌اى كه شاعر گفته است : جوانمردى است كه هرگاه مال دارد ، دوستانش به وى نزديك مي‌شوند و هرگاه فقير مي‌گردد ، از او دور مي‌شوند . » ( الكامل ، 3 / 255 ) 5 . شيخ مفيد گويد : هنگامى كه علي ( عليه السلام ) بر كشتگان عبور مي‌نمود ، از جمله سخنانش اين بود : « اين است قريش ! [ با كشتنشان ] بينى خود را بريدم ؛ اما خود را شفا بخشيدم . پيشتر به سويتان آمدم و شما را از تيزى شمشيرها بر حذر داشتم ؛ اما شما تازه‌كار بوديد و به آن چه اكنون مي‌بينيد ، آگاهى نداشتيد . اينك به گونه‌اى زشت بر خاك افتاديد و من پناه مي‌برم از اين گونه بر خاك افتادن ! » سپس بر معبد بن مقداد [ بن اسود ] برگذشت و فرمود : « خداوند پدر وى را رحمت كند ! اگر او زنده بود ، رأيش از اين فرزندش بهتر مي‌بود . » عمار بن ياسر گفت : « خدا را سپاس كه او را بر زمين افكند و گونه‌اش را به خاك ماليد .