تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
حلقه كامل گردد . [ راوى گويد : ] گفتم : « آن حلقه چند تن هستند ؟ » فرمود : « ده‌هزار تن . جبرئيل سمت راست و ميكائيل سمت چپ آن ، در حركت خواهند بود . سپس پرچم را تكان مي‌دهد و با آن حركت مي‌نمايد . و آن ، پرچم رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) است كه در نبرد بدر ، جبرئيل آن را فرود آورد . » سپس فرمود : « اى ابومحمد ! جنس آن پرچم ، نه پنبه است و نه كتان و ابريشم و حرير . » گفتم : « پس از چيست ؟ » فرمود : « از نقره بهشت . رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) آن را در روز نبرد بدر گشود و سپس آن را بست و به علي ( عليه السلام ) سپرد . پرچم همچنان نزد علي ( عليه السلام ) بود تا اين كه آن را در نبرد جمل گشود و خداوند به وى پيروزى عطا فرمود . سپس وى نيز آن را بست و آن پرچم آن جا نزد ماست و هيچ كس آن را نمي‌گشايد تا هنگامى كه حضرت قائم قيام نمايد . هنگامى كه وى قيام كند و آن را بگشايد ، هر كس كه در شرق و غرب است ، آن را لعنت مي‌نمايد و هر جا كه برده شود ، يك ماه از پيش و پس و راست و چپ آن ، هراس در دل‌ها افتد . ( همان ) امام باقر ( عليه السلام ) فرموده است : « گويا مي‌نگرم كه قائم خاندانم بر آستانه اين شهر نجف شما ظاهر گشته است . - و با دستش به سوى كوفه اشاره نمود . - هنگامى كه وى بر آستانه نجف شما قرار گيرد ، پرچم رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را مي‌گشايد و آن‌گاه كه وى آن را بگشايد ، فرشتگان بدر بر وى فرود مي‌آيند . » [ راوى گويد : ] گفتم : « پرچم رسول خدا چيست ؟ » فرمود : « ميله‌اش از عرش و رحمت خدا و ديگر اجزايش از يارى خداست و با آن به سوى هيچ چيز فرود نيايد ، مگر آن كه خداوند هلاكش گرداند . » گفتم : « آن پرچم نزد شما پنهان است تا حضرت قائم ( عليه السلام ) قيام نمايد و آن را بيابد يا اين كه پرچم را برايش مي‌آورند ؟ » فرمود : « نه ؛ آن را برايش مي‌آورند . » گفتم : « چه كسى آن را مي‌آورد ؟ » فرمود : « جبرئيل ( عليه السلام ) . » ( الغيبه ، نعماني ، 321 ) در روايتى نيز آمده است : جبرئيل آن را مي‌آورد و ميله‌اش از ستون‌هاى عرش خدا و ديگر اجزايش از يارى خداوند است و آن را به سوى هيچ چيز فرود نمي‌آورد ، مگر آن كه خداوند هلاكش نمايد . نُه‌هزار و سيصد و سيزده فرشته ، آن را فرود مي‌آورند . » [ رواى گويد : ] گفتم :