گزارشهاى شيخ مفيد و ديگران ، تركيبى از رخدادهاى هفت روز نبرد را در بر دارد و آنان ميان روزهاى هفتگانه تمايز ننهادهاند . اما به تأكيد ميتوان گفت كه در همان روز اول ، جمليان آن جوان حامل قرآن و ابنبديل خزاعى را كشتند . رخدادهاى ديگر را بايد به قرينه سياق ، به روزهاى گوناگون نسبت داد . البته فروافتادن شتر در روز هفتم رخ داد .
رخدادهاى روز دوم نبرد جمل
ابنابيالحديد گويد : شتر همانند آسياب ميچرخيد و مردان فراوان پيرامونش حلقه زده بودند . بانگ شتر ، سخت شد و ازدحام مردم پيرامون آن شدت يافت . حتات مجاشعى بانگ برآورد : « مردم ! مادرتان را دريابيد ؛ مادرتان را ! » پس سپاهيان با هم درآويختند و به يكديگر ضربت زدند . - كوفيان به سوى شتر يورش ميبردند و مردان جملى همچون كوه از آن پاسدارى مينمودند و هرگاه گروهى كم ميشدند ، دوبرابر آنان جايگزين ميگشتند . علي ( عليه السلام ) بانگ برآورد : « واى بر شما ! شتر را با تير نشانه رويد و آن را پى كنيد ؛ كه خدايش لعنت كناد ! » پس به سوى آن تير افكندند و هيچ جاى بدنش نبود كه تير به آن نخورده باشد . اندامش از تيرها فرورفتگى و برجستگى يافته و تيرها به آن آويخته و همچون خارپشت شده بود . سپاهيان ازد و ضبه بانگ برآوردند : « ما خونخواه عثمانيم ! » و اين را شعار خود ساختند . ياران علي ( عليه السلام ) نيز بانگ برآوردند : « يا محمد ! » و اين را شعار خود برگزيدند . دو سپاه با هم درآويختند و علي ( عليه السلام ) شعار جنگى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را سرداد : « اى ياريشده ، بميران ! » اين رخداد در دومين روز نبرد به وقوع پيوست . هنگامى كه على اين ندا را ساز كرد ، گامهاى سپاه جمل سست شد . اين رويداد هنگام عصر صورت پذيرفت ؛ عصر همان روزى كه از سپيدهدم ، نبرد شروع شده بود . واقدى گويد : سپس دو سپاه از هم جدا گشتند ، در حالى كه كشتگان بسيار داده بودند . البته كشتگان سپاه بصره بيشتر بود و نشانههاى پيروزى براى لشكر كوفه نمود مييافت . ( شرح نهجالبلاغه ، 1 / 262 )
نيز ابنابيالحديد گفته است : عبدالله بن خلف خزاعي ، بزرگِ بصره كه اموال و املاكش بيش از همگان بود ، به كارزار آمد و مبارز طلبيد و خواست كه فقط خود علي ( عليه السلام ) به نبرد