علي ( عليه السلام ) هجوم آورد تا شجاعت خود را اثبات نمايد . علي ( عليه السلام ) به سپاهش دستور داد كه براى زبير راه بگشايند و با او نبرد نكنند . زبير نيز سپاه را شكافت و راه خود را به سوى مدينه گشود ! بدين سان ، عايشه يكى از اركان جنبش خود را از دست داد ؛ اما همچنان از حمايت فرزند زبير ، عبدالله ، برخوردار بود كه در كينهورزى به على و بنيهاشم سرسختتر بود .
6 . بلاذرى از بازگشت زبير و كشته شدن طلحه ، به گونهاى ديگر سخن گفته كه خلاصهاش چنين است : هنگامى كه مقابل هم ايستادند ، على به طلحه گفت : « همسر خود را در پوشش خويش نگاه داشتهاى و همسر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را بيرون كشيدهاى تا با كمك او بجنگي ! واى بر تو ! مگر با من بيعت نكردي ؟ » طلحه پاسخ داد : « در حالى با تو بيعت كردم كه شمشير بر گردنم بود . » سپس على به زبير گفت : « اى زبير ! بيا تا از نزديك با يكديگر گفتگو كنيم ! » هر دو مقابل هم ايستادند ، چندان كه گردن اسبهايشان با هم برخورد نمود . على گفت : « واى بر تو اى زبير ! آيا نشنيدى كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به من فرمود : “ بدان كه اين پسرعمهات بهزودى به تو تجاوز كرده ، ميخواهد ظالمانه تو را بكشد ” ؟ » زبير گفت : « آري . » سپس از نبرد دست كشيد و شبانه از بصره بازگشت و در آبگاه بنيمشاجع فرود آمد . عمرو بن جرموز و فضيل بن عابس و نفيل بن حابس از بنيتميم ، وى را تعقيب نمودند و در جاى پاى وي ، اسب دواندند . نعر بن زمام مجاشعى و نيز مردى از بنيسعد با كنيه ابومضرحي ، زبير را پناه دادند . هنگامى كه عمرو بن جرموز و دو همراهش به او رسيدند ، نعر و ابومضرحى گريختند . زبير به آن دو گفت : « كجا ميرويد ؟ نزد من بازگرديد ؛ كه آنها سه تن هستند و ما نيز سه تن . » اما آن دو ، وى را تسليم نمودند . آن سه تن به زبير يورش آوردند و او نيز با آنان درگير شد . عمرو بن جرموز به او حمله كرد و زبير دفاع كرد و وى بازگشت . آن دو تن از پشت به وى يورش آوردند و زبير به سوى آن دو روى آورد . در اين حال ، عمرو بن جرموز به او حمله كرد و وى را با نيزه بر زمين افكند . سپس هر سه بر وى افتادند و او را كشتند . عمرو بن جرموز سرش را جدا نمود و نزد احنف بن قيس برد . آنگاه ، آن را نزد على برد و گفت : « به اميرالمؤمنين بگوييد : قاتل زبير بر آستانه در است . » على گفت : « قاتل فرزند صفيه را به دوزخ بشارت دهيد ! » عمرو بن جرموز شمشير زبير را آورد و
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٨٣