تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
دادند و به من ستم روا داشتند . در اين حال ، ابوحازم انصارى برخاست و به سوى او رفت و گفت : « اى اميرالمؤمنين ! آيا ابوبكر و عمر به تو ستم كردند و حقت را ستاندند و بر باطل راه سپردند يا بر حق بودند ؟ آيا بر صواب راه سپردند يا ميراث تو را غصب نمودند ؟ ما را آگاه ساز تا باطل آنان را از حق تو بازشناسيم يا حق آن دو را از حق تو بازفهميم . آيا حكومت و امامت تو را غصب كردند يا با سرسختى بر تو غلبه نمودند و يا شتابزده به سوى آن از تو پيشى گرفتند و بدين سان ، فتنه جارى گشت و تو نتوانستى از آن كناره گيري ؟ مهاجران و انصار گمان دارند كه بر حق هستند و بر اساس حجتى روشن راه سپرده‌اند . » امام - صلوات الله عليه - فرمود : « اى برادر يمني ! خدايت رحمت كند ! آن دو ، حق را فراچنگ نياوردند و راه درست را نپيمودند و بر شيوه دين راه نسپردند و بيم فتنه [ بر اسلام ] نداشتند . امروز ما بر مرزهاى حق و باطل ايستاده‌ايم . اى برادرانم ! آيا باور داريد كه فرزندان يعقوب بر حق و دليل روشن راه سپردند ، آن‌گاه كه برادرشان [ يوسف ] را فروختند و به پدر خود ستم و به آفريدگارشان خيانت و به خودشان ظلم كردند ؟ » گفتند : « نه . » فرمود : « خداوند رحمتتان كند ! آيا اين برادرانت باور دارند كه فرزند آدم كه برادرش را كشت ، بر حق و دليل روشن و راه درست بود و كارش را خدا پسنديد ؟ » گفتند و آن فرد نيز گفت : « نه . » امام فرمود : « آيا هر چه وى با برادرش انجام داد ، به خاطر حسدورزى و دشمنى و كينه به او نبود ؟ » گفتند : « آري . » فرمود : « آن دو نيز با من هر چه كردند ، از روى حسد بود . خداوند تنها هنگامى توبه فرزندان يعقوب را پذيرفت كه آنان آمرزش خواستند و توبه نمودند و از كار خود دست كشيدند و زارى و اقرار نمودند . اگر قريش نيز پيش من توبه كنند و از كارهاى خود عذر بخواهند ، از خدا برايشان آمرزش مي‌خواهم . » سپس فرمود : « جز اين نيست كه من نزد شما ناشيوا را صاحب گفتار روشن مي‌سازم و ناگويا را داراى برهان مي‌نمايم ؛ زيرا اسلام را پيروزى بخشيدم و دين را يارى كردم و پيامبر را سرافراز ساختم و پايه‌هاى اسلام را استوار نمودم و نشان‌هاى آن را تبيين كردم و علامت‌هاى نورافشانش را بر فراز ساختم و
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 238 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )