تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
نسوزاندند كه بزدلان هراسيدند و خون از رگ‌ها جارى گشت و سينه‌ها به حناى خون نشست ؟ يا چرا روز ذات الليوث پيش نشتافتند ، آن‌گاه كه كره الاغ [ از ترس ] به جست و خيز درآمد و مردان بلندقامت از بيخ و بن بركنده شدند و ستاره به تاريكى نشست ؟ چرا در روز كد بر اسلام شفقت نورزيدند كه چشم‌ها اشكبار بود و مرگ مي‌درخشيد و پهناى شمشيرها بركنده مي‌شد ؟ سپس به همين شيوه ، رخدادهاى روزگار پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) را برشمرد و آن دو را محكوم نمود كه در اين رويدادها نظاره‌گر و سرپيچنده و بازنشسته بودند ؛ پس چگونه ادعا كردند كه روز سقيفه ، به خاطر پيشگيرى از فتنه پيش شتافتند ؛ روزى كه ديگر اسلام قدرت يافته و برقرار گشته و از بيم و ترس بر كنار بود ؟ از آن پس ، فرمود : اين فتنه سياه و اين مصيبت چيست كه قريش بر ما نازل كرده‌اند ؟ من حاضر در اين صحنه‌ها و پدر اين كارزارها و رفتارها بوده‌ام ! اى جماعت مهاجران و انصار ! من در كار خود بر بصيرت هستم و در دين خويش اعتماد كامل دارم . امروز من گنگ را بيان آموختم و ناشيوا را شيوايى بخشيدم و كور را برهان عطا كردم . امروز هنگامى است كه راستگويان را راستي‌شان سود مي‌بخشد . ما بر مرزهاى حق و باطل توافق نموده‌ايم . من شما را از شبهه به حق و از شك به يقين درآوردم . خدايتان رحمت كند ! پس ، از كسانى كه دو بيعت را شكستند و بر اثر غلبه هوا و هوس ، گمراه گشتند ، بيزارى جوييد . خدايتان رحمت كند ! از كسى كه خيانت را پنهان داشت و حق را از غير اهل آن جستجو نمود و گمراه گشت ، دورى گزينيد . خدايتان رحمت كند ! كسى كه دو شكست را پذيرا گشت ، لعن نماييد ؛ كه خداوند فرمايد : يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلا تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ وَمَنْ يوَلِّهِمْ يوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! هر گاه [ در ميدان نبرد ] به كافران برخورد كرديد كه [ به سوى شما ] روى مىآورند ، به آنان پشت مكنيد . و هر كه در آن هنگام به آنان پشت كند ، مگر آن كه [ هدفش ] كناره‌گيرى براى نبردى [ مجدّد ] يا پيوستن به جمعى [ ديگر از همرزمانش ] باشد ، قطعاً به خشم خدا گرفتار خواهد شد . ( انفال : 15 - 16 )