تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
پيكرها بيرون مي‌رفت و اسبان نيكو با سواران اصيل فرومي‌افتادند و زمين از خون قهرمانان سيراب مي‌گشت ؟ چرا در نبرد بدر دوم بر دين دل نسوزاندند ، آن‌گاه كه نيزه‌هاى سخت ، بيم مي‌افكندند و خون از رگ‌ها بيرون مي‌زد و سينه‌ها به حناى خون مي‌نشست ؟ چرا در روز ذات الليوث پيش نشتافتند ، آن‌گاه كه كره الاغ [ از ترس ] به جست و خيز درآمد و مردان بلندقامت از بيخ و بن بركنده شدند و ستاره به تاريكى نشست ؟ چرا در روز اكدر بر اسلام شفقت نورزيدند كه چشم‌ها اشكبار بود و مرگ مي‌درخشيد و پهناى شمشيرها بركنده مي‌شد ؟ من مرد اين كارزارها و پدر اين صحنه‌ها و فرزند اين رفتارهاى پسنديده‌ام ! نكاتى پيرامون اين خطبه 1 . اين خطبه تا اين جا در شرح نهج‌البلاغه ( 1 / 81 ) آمده است : « اسبان كوتاه مو و نيزه‌ها را فراهم ساختيم . » نيز در مناقب آل ابي‌طالب ( 2 / 46 ) گزارش شده و در آن ، آمده است : تا آخر خطبه . ناشى سروده است : چرا در نبرد بدر برنخاستند ، آن‌گاه كه از آن قوم كه به كارزارت آمدند ، انتقام ستاندي ؟ چرا نيرومندى نشان ندادند و كنارت نيامدند ، زمانى كه در كارزار سخت احد ، دشمنان را در هم شكستي ؟ چرا در روز سلع كه در برابر عمرو پايدارى ورزيدي ، نشتافتند و تو را به سلامت نداشتند ؟ چرا ياران احمد در روز خيبر پايدار نماندند و نخواستند كه سواره ، همراهت رزم كنند ؟ چرا آن روز كه با مرحب و عنكبوت و اسد رويارو شدي ، از تو حمايت نكردند ؟ چرا آن هنگام كه قلعه آن افراد را پيروزمندانه در هم شكستى و در خيبر را فروافكندى و آنان تسليمت شدند ، در كنارت نبودند ؟ چرا در حنين حضور نيافتند كه يك‌تنه آن سپاه را در هم شكستي ؟ تو در همه آن كارزارها پيش‌قدم بودى و خدايت جزاى خير دهاد ! چرا آن روزها از تو عقب ماندند ؟ ! پاره‌هايى از اين خطبه را مآخذ ديگر نيز آورده‌اند . كامل‌ترين گزارش آن را على بن
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 235 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )