رازهايش را آشكار و آثار و احوالش را روشن نمودم و زمينه حكومت را هموار نمودم و راه را براى روندگان و سواران مهيا ساختم و سپس آن را با روشنى پيشوايى نمودم و در اين مسير جانافشانى كردم . »
آنگاه ، پس از كلماتى فرمود : « سپس يكى از تيم و يكى از عدى در حكومت بر من پيشى گرفتند ، همچون پيشى گرفتن اسبان با حيلهگرى و نيرنگ و زورمداري . » نيز پس از گفتارى افزود :
امروز ناگويا را صاحب برهان و ناشيوا را داراى بيان روشن ميسازم . رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در هر كارزار با من شرط نمود و پيمان گرفت كه براى خدا بجنگم و حمايت ورزم و با همه توش و توان و رنج و زحمت ، رسول خدا را يارى كنم و از حريم اسلام پاسدارى نمايم و رشتههاى دين را برافرازم و اسلام و مسلمانان را عزت بخشم . افزون بر اين ، گشايش و استوارى دعوت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) و قرائت كتاب خدا و پرستش خداوند رحمان و فهم قرآن ، همه به امامت و كارگشايى و راهنمايى من بوده است . فدك نيز از آنِ فاطمه بود كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به انصاف برايش ميراث نهاد . اما آن دو در همه اينها بر من به زور غلبه كردند . من از روزى كه حق را ديدم ، در آن شك نورزيدم . هلاك شدند قومى كه درباره من به فتنهگرى پرداختند . موسى در جان خود هيچ ترديدى درباره آن چه از جانب خدا بر وى نازل شده بود ، احساس نكرد . من نيز در حقى كه از خدا برايم آمد ، ترديد نكردم و در امامت خويش و خلافت پسرعمويم و وصايتم از رسول خدا دچار شك نشدم . البته برادرم موسى نگران بود كه جاهلان غلبه نمايند و گمراهى پيروز گردد و باطل بر حق چيره شود .
هنگامى كه خداوند اين آيه را نازل فرمود : وَآتِ ذَا القُربى حَقَّه : و حق خويشاوند را به او بده . ( اسراء : 26 ؛ روم : 38 ) رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فاطمه را فراخواند و فدك را به او بخشيد . او مرا نشان هدايت و امام مردم ساخت و اين پيمان را از من گرفت و خداوند اين آيه را نازل فرمود : أطِيعُوا اللهَ وأطيعُوا الرَّسُولَ وأولى الأمْرِ مِنْكُم : خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [ نيز ] اطاعت كنيد . ( نساء : 59 ) من چنان كه شايسته بود ، نبرد نمودم و صبر ورزيدم . صبر من چنان
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٣٩