گشود و پيروزى نازل گشت .
3 . گزارشگران تعداد افراد پيوسته از كوفه را از دوازده هزار تن تا پنج هزار و ششصد تن و نيز ششهزار و ششصد تن ياد كردهاند و اين به ضعف حافظه گزارشگران بازميگردد . اما اين به اصل موضوع خدشه نميرساند كه امام ( عليه السلام ) از تعداد آنان خبر داد و ماجرا همان گونه اتفاق افتاد كه وى خبر داده بود ؛ زيرا علم وى برگرفته از دانش رسول خدا ( صلى الله عليه وآله )
بوده است .
4 . اين گزارشها بيان ميكنند كه ابنعباس بيم داشت كه تعداد افراد مطابق سخن اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) نباشد . يك بار گفت : « به خدا سوگند ! از سخن وى ترديدى سخت در جانم افتاد . » نيز گفت : « چرا اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) اين گونه گفت ! » همچنين گفت : « اگر تعداد آنان كمتر ميشد ، از ديگران ميشمردم و به ايشان ميافزودم ! » اينها نشانه سستى يقين او و در عين حال ، نشانگر اشتياق وى براى پيروزى پسرعمويش در خلافت است ؛ بدين دليل كه خود از بنيهاشم بوده است .
گزارش كردهاند كه ابنعباس گفت : هنگامى كه همراه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در ذيقار فرود آمديم ، به وى گفتم : « اى اميرالمؤمنين ! گمان دارم كه از كوفه افرادى اندك به تو پيوندند . » وى فرمود : « سوگند به آن كه محمد را به حق برانگيخت ! از كوفيان ششهزار و پانصد و شصت تن ، نه يك تن بيش و نه يك تن كم ، نزد من خواهند آمد . » از اين سخن ، ترديدى سخت به من راه يافت و اين بر من گران افتاد . به خود گفتم : « به خدا سوگند ! هرگاه بيايند ، آنان را خواهم شمرد . » وقتى آمدند ، بر پل نشستم تا سخن علي ( عليه السلام ) را بيازمايم و ديدم چنان كه وى گفته بود ، ششهزار و پانصد و شصت تن بودند ، نه يك تن بيش و نه يك تن كم . از اين ماجرا شگفتزده شدم و آن را با علي ( عليه السلام ) بازگفتم و پرسيدم كه اين علم را از كجا آورده است . وى گفت كه اين را از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) خبر يافته است . ( الدر النظيم ، 1 / 346 )
ابنابيالحديد گويد : ابناسحق روايت نموده كه على پانزده روز در ذيقار ماند تا زمانى كه شيهه اسبان و صداى استران را از پيرامونش شنيد . هنگامى كه رسيدند ، ابنعباس
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢١٩