تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
سه هزار تن بودند و سپاه علي ( عليه السلام ) در نبرد جمل در مجموع دوازده هزار تن بود . پس گزارش شيخ مفيد كه رزمندگان طيء را ششصد تن دانسته ، قابل اعتماد است و تعداد گروهى از مردم طيء كه از كوفه آمدند ، نيز به آنان افزوده مي‌گردد .

سپس امام ( عليه السلام ) به ذي‌قار حركت نمود و دو هفته در آن جا ماند

طبرى گويد : بيرون آمد تا در ذي‌قار فرود آمد و سفرش به آن جا هشت شب به طول انجاميد و گروهى از مردم مدينه با وى بودند . ( تاريخ طبري ، 3 / 471 ) ابن‌ابي‌الحديد گفته است : ابن‌اسحاق روايت نموده كه از طريق آب و خشكي ، شش‌هزار و پانصد و شصت مرد از كوفه به سوى علي ( عليه السلام ) در ذي‌قار رهسپار گشتند . على پانزده روز در ذي‌قار ماند تا آن‌گاه كه شيهه اسبان و صداى استرها را شنيد . ( شرح نهج‌البلاغه ، 2 / 187 ) امام در مكانى فرود آمد كه در آن ، جايگاه و مسجدى به نام وى ساختند و آن مكان امروزه در منطقه منصوريه در غرب شهر ناصريه قرار دارد و در نزديكى همان مكانى است كه نبرد ذي‌قار در سال دوازدهم هجرى ميان عرب و ايرانيان رخ داد . شيخ مفيد گويد : هنگامى كه عثمان بن حنيف به ذي‌قار رسيد ، در آن جا همراه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) اقامت نمود . وى در اين حال بيمار بود و درمانش مي‌كردند . در آن جا بودند تا كوفيان به اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) پيوستند . ( الجمل ، مفيد ، 156 )

شايعه ساخته‌اند كه وى در ذي‌قار درنگ نمود ؛ زيرا از سپاه عايشه بيم داشت !

پيشتر آورديم كه عايشه به حفصه نوشت : « اما بعد ؛ ما در بصره فرود آمديم و على در ذي‌قار . به خدا سوگند ! گردنش چنان شكسته شده كه گويى تخم مرغى را به كوه صفا كوبيده باشند . او در ذي‌قار همانند شترى بور است كه اگر گامى پيش نهد ، دشنه به گلويش فروبرند و اگر قدمى پس رود ، پاهايش را قطع مىكنند . » حفصه از اين سخن شادمان گشت و كودكان بني‌تيم و عدى را فراخواند و به كنيزانش دف داد و گفت تا دف