را هلاك سازد . به خدا سوگند ! من نميتوانم همه آن چه را در دل دارم ، با زبانم تقديم تو سازم ؛ اما به خدا سوگند ! همه تلاشم را به كار ميگيرم تا آن را برايت تبيين نمايم ؛ و خدا توفيقبخش است . من در آشكار و نهان خيرخواه تو بودهام و در هر جاى همراه با تو با دشمنان جنگيدهام . من با تو حقى را ميبينم كه با پيشينيانت نميديدم و با هيچ يك از مردم روزگار تو نيز نميبينم ؛ زيرا تو در اسلام داراى فضيلت هستى و با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) خويشاوندي . پس هيچ گاه و هرگز از تو جدا نخواهم گشت تا آنگاه كه يا پيروز گردى و يا در پيشگاهت بميرم . » اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به وى فرمود : « خدايت رحمت كند ! زبانت آن چه را در دل داري ، براى ما بيان نمود . از خداوند ميخواهيم كه عافيت را روزيات نمايد و بهشت را به تو پاداش بخشد . »
شمارى ديگر از آنان نيز سخن گفتند . اما من تنها سخن اين دو مرد را به خاطر دارم . آنگاه ، اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) حركت نمود و ششصد تن از ايشان در پى وى روان شدند تا با هزار و سيصد مرد در ذيقار فرود آمد . ( الامالي ، 295 )
ابنقتيبه گويد : پيرى كهنسال از طيء پيش آمد و ابروانش را بالا زد و به على نگريست و به وى گفت : « تو فرزند ابوطالب هستي ؟ » فرمود : « آري . » گفت : « خوش آمدي . ما تو را واسطه ميان خود و خدا ساختهايم ؛ و عدى را واسطه ميان خودمان و تو ؛ و ما نيز واسطه ميان او و مردم هستيم . اگر حتى با تو بيعت نكرده بوديم و تو به سراغ ما ميآمدي ، باز هم ياريات ميكرديم ؛ زيرا در دوران عمر شايسته خويش با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) خويشاوندى داشتهاي . اگر چيزهاى نيكى كه درباره تو گفته ميشود ، حقيقت داشته باشد ، ماجراى تو و قريش مايه شگفتى است كه تو را از چرخه حكومت بيرون نمودند و كسى جز تو را مقدم داشتند ! حركت كن ؛ كه به خدا سوگند ! هيچ كس از طيء در همراهى با تو سرپيچى نخواهد كرد ، جز اين كه برده يا ناپاكزاد باشد ، مگر آن كه تو به گونه ديگر اذن دهي . » بدين سان ، سه هزار سوار از طيء با وى روان گشتند . ( المعارف ، 1 / 56 )
در اين سخن ، خطاى نگارشى رخ داده است ؛ زيرا رزمندگان طيء و جديله در نبردها
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٠٧