تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
قتل او عذرى نمي‌آورند و كتاب خدا را ميان خود و مخالفانشان در اين مورد ، حجت قرار داده‌اند . طلحه و زبير نخستين كسانى بودند كه عثمان را به باد سرزنش گرفتند و به قتل وى فرمان دادند و در كشتن او كوشيدند . هنگامى كه او كشته شد ، اين دو با اختيار و ميل خود ، با على بيعت كردند و سپس بدون آن كه بدعتى از وى سر زده باشد ، بيعت خود را شكستند . اين است [ حسن ] پسر رسول خدا و مي‌دانيد كه على وى را به سويتان فرستاده تا بسيجتان نمايد و شما را بر مهاجران و انصار برگزيده است . » سپس قيس بن سعد برخاست و گفت : « اى مردم ! اگر قرار بود كه امروز اهل شورا به انتخاب خليفه براى ما پردازند ، على به سبب منزلتش نزد رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) سزاوارترين فرد براى آن است و هر كه از اين حقيقت سرپيچد ، نبرد با وى حلال است ، چه رسد به طلحه و زبير كه حجت بر ايشان تمام است ؛ زيرا به اختيار خود با او بيعت كردند و سپس از سر حسادت و تجاوزگري ، از اين بيعت كناره گرفتند . اكنون على در ميان مهاجران و انصار به سوى شما آمده است . ما به اين قسمتى كه خداوند نصيب ما كرده و على و پسران پيامبرش محمد را بهره ما قرار داده است ، خشنوديم . به آنان گفتيم : خوش آمديد و درود بر شما ! - دست‌هاى خود را با دوستى و محبت به سوى شما دراز مي‌كنيم . براى زبير پيمان‌شكن كه پيمان شكسته ، حرمتى نيست و براى برادرش طلحه در خلافت سهمى نباشد . نوه پيامبر و وصى او پيش شما آمده است و خدا را سپاس كه شما هم ابر باران‌زا و بخشنده‌ايد . كيست كه با اسبان گزيده و نيزه‌هاى بلند تيزپيكان و شمشيرهاى تيز آخته ، آهنگ جنگ كند ؟ هر كس را او به مهترى بگمارد ، بدون گفتگو به سرورى مىپذيريم ، هر چند آن كه ما بخواهيم ، سرور نگردد .
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 198 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )