حق نداشت از على سرپيچى كند . سعد ، ابنعمر ، اسامه ، محمد بن مسلمه ، مسروق ، و احنف نيز كه به بيعت با وى تن ندادند ، پشيمان گشتند و عبدالله بن زبير هنگام وفات گفت : « تنها حسرت من هنگام بيرون رفتن از اين جهان آن است كه از على سر پيچيدم . » اين سخن از مسروق روايت شده است .
27 - محمد بن حسن شيبانى گويد : اگر معاويه در نبردى ظالمانه و تجاوزگرانه و ستمگرانه با على نميجنگيد ، ما به اين حقيقت هدايت نميشديم كه بايد با تجاوزپيشه ستمگر جنگيد .
28 - شافعى گفته است : سكوت درباره كشته شدگان صفين ، نيكوست ؛ هرچند على از همه كسانى كه با وى جنگيدند ، در حق سزاوارتر بود .
در پايان اين سخن بايد گفت : آنان در منابع خود ، دروغهاى فراوان درباره نبرد جمل به علي ( عليه السلام ) نسبت دادهاند . براى نمونه ، گفتهاند : فرزندش حسن ( عليه السلام ) او را سرزنش نمود كه چرا با عايشه نبرد كرده و علي ( عليه السلام ) نيز اعتراف كرد كه خطا نموده و آرزو كرد كه اى كاش زودتر از آن مرده بود ، همان سان كه عايشه نيز آرزو كرد كاش بيست سال پيشتر مرده بود ! نيز گفتهاند : علي ( عليه السلام ) بر كشته شدگان از ياران خودش و عايشه نماز خواند و گواهى داد كه آنان در بهشت جاى خواهند داشت و خودش و طلحه و زبير در بهشت بر تختهايى برابر هم قرار خواهند گرفت !
اما سخن درست اين است كه علي ( عليه السلام ) از جانب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) يقين يافته بود كه حق با اوست و مخالفانش بر باطل هستند و پيشوايانشان از رهبران فراخواننده به دوزخ به شمار ميروند و سپاهيان آنان همگى مگسان طمعورز و پروانگان طواف كننده پيرامون آتش هستند . متونى كه در اين زمينه ياد نموديم ، براى اين معنا كفايت ميكند . البته فصلى مستقل براى گفتگو درباره دروغهاى فراوان ايشان در زمينه نبرد جمل گشودهايم .
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٩٢