تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
كردند ، قصد تقرب به سوى تو را نداشتند و تنها هدفشان دنياست . بارخدايا ! به انتقام كسانى كه آن دو كشتند ، آن دو را بكش و نگذار تا به آرزويشان برسن . » سپس بر اسبش سوار گشت و نيزه در دست گرفت و يارانش نيز در پى او روان شدند . از آن سو نيز طلحه و زبير و يارانشان به حركت درآمدند كه جمعى انبوه بودند و مردم به آنان ملحق شدند . پس به نبردى سخت پرداختند و زخميان و كشتگان فراوان دادند . مردى از آن سپاه به سوى حكيم بن جبله يورش آورد و او را با شمشير زد و پايش را قطع كرد . حكيم پايش را در دست گرفت و آن را به وى زد و بر زمينش افكند . آن‌گاه ، برادرش معروف به اشرف ، به سوى وى رفت و گفت : « چه كسى تو را ضربت زد ؟ » حكيم به كسى كه بر وى ضربت زده بود ، اشاره نمود . اشرف به او رسيد و با شمشير بر وى زد تا به قتلش رساند . در اين حال ، انبوهى از آن افراد بر وى و برادرش هجوم آوردند و آن دو را كشتند . ( الجمل ، مفيد ، 152 ) 3 . طبرى گزارش كرده است : حكيم در برابر طلحه بود ؛ ذريح در برابر زبير ؛ ابن‌محرش در برابر عبدالرحمن بن عتاب ؛ و حرقوص بن زهير در برابر عبدالرحمن بن حارث بن هشام . طلحه به حكيم كه با سيصد تن همراه بود ، يورش آورد . ذريح و يارانش كشته شدند . حرقوص بن زهير با تنى چند از يارانش گريختند و به قوم خود پناهنده شدند . جارچى طلحه و زبير در بصره ندا داد : « هركس از قبايل شما هست كه در جنگ مدينه شركت كرده [ در آن گروه كه از بصره به سوى عثمان بن عفان در مدينه رفته بودند ] بايد نزد ما آورده شود . سپس آنان را همچون سگانى كه آورده مي‌شوند ، آوردند و آنان را كشتند . بدين سان ، هيچ كس از بصريان شركت كننده در آن ماجرا جان سالم به در نبرد ، مگر حرقوص بن زهير كه بني‌سعد از او حمايت كردند . اما در اين ماجرا كار بر ايشان سخت شد و مهلتى به آنان دادند تا حرقوص را تحويل دهند . آن قدر سينه‌هاى بني‌سعد را به رنج و فشار دچار كردند كه با وجود تمايلشان به عثمان بن عفان ، گفتند : « از جنگ كناره مي‌گيريم . » ( تاريخ طبري ، 3 / 487 ) اين سخن بدين معناست كه همه گروهى كه از بصره به مدينه رفته ، از عثمان بن