تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
به دو جوان اقتدا كنند . » سپس از آن دو جدا شد و به علي ( عليه السلام ) پيوست و چنين سرود : آن دو جوان به هنگام نماز با هم به رقابت پرداختند و از چهره‌هاشان پيدا بود كه بر حكومت بخل مي‌ورزند . فرزند طلحه و فرزند زبير به سوى بند كفش پاره ، هجوم آوردند و قدر و قيمتشان همين بود . طلحه و زبير به فرزندان خود رضايت دادند ، در حالى كه آن دو شايسته اين كار نبودند . پس هم اين امام شد و هم آن ؛ و يعلى بن منيه هم آن دو را رهنمون گشت ! يعلى بن منيه همان كسى بود كه شتر عايشه را كه زشت بود و به سبب خشونتش « عسكر » لقب داشت ، برايش خريد . يكى از زنان بني‌ضبه كه همسرش در نبرد جمل كشته شد ، سروده است : شاهد جنگ‌هايى بوده‌ام كه مرا پير كرده‌اند ؛ اما هيچ جنگى را همچون جمل نديدم . سخت‌ترين فتنه براى مؤمنان بود و شجاعان قهرمان را به كشتن داد . كاش آن زن در خانه‌اش مي‌ماند و كاش عسكر به حركت درنمي‌آمد ! شاعرى نيز سروده است : اى مردم ! هلا ، خبرى دارم : برادرتان زبير خيانت ورزيد . طلحه نيز راه او را پيمود و يعلى بن منيه هم در زمره دستور دهندگان بود . ( الدر النظيم ، 1 / 338 )

حكيم بن جبله ، خون‌خواه عثمان بن حنيف مي‌شود

1 . ابن‌ابي‌الحديد گزارش كرده است : ابومخنف مي‌گويد : چون به حكيم بن جبله خبر رسيد كه آنان با عثمان بن حنيف چه كردند ، برآشفت و همراه سيصد تن از عبدقيس براى مخالفت و جنگ با ايشان بيرون آمد . طلحه و زبير و يارانشان نيز به جنگ او بيرون آمدند و عايشه را هم بر شتر نشاندند . اين نبرد را جمل اصغر و نبرد على را جمل اكبر خوانده‌اند .