مسعودى گويد : از آن پس ، توافق نمودند كه تا آمدن علي ، از جنگ دست بردارند . يك شب ، به عثمان بن حنيف شبيخون زدند و او را به اسارت گرفتند و كتك زدند و ريش وى را كندند . سپس پشيمان گشتند و بر بازماندگان خود در مدينه ، از انتقام برادرش سهل بن حنيف و ديگر انصار ، بيم ورزيدند و او را رها كردند .
از آن پس ، به سوى بيتالمال رفتند و خزانهداران و نگاهبانان كه از سبابجه بودند ، مانع ورودشان شدند . از آنان هفتاد تن كشته و شمارى مجروح شدند . از آن هفتاد تن ، پنجاه تن كسانى بودند كه اسير شدند و دستبسته ، سرشان جدا شد . در تاريخ اسلام ، اينان نخستين كشته شدگان به ستم در اسارت بودند . آنها حكيم بن جبله عبدى را كشتند كه از بزرگان عبدقيس و زاهدان و عابدان ربيعه بود .
طلحه و زبير بر سر پيشنمازى مردم ، دچار اختلاف شدند و سپس بر آن شدند كه يك روز عبدالله بن زبير پيشنماز باشد و يك روز محمد بن طلحه . اين در جريان مشاجرهاى دراز ميان طلحه و زبير بود تا بر آن چه گفتيم ، اتفاق نظر يافتند . ( مروج الذهب ، 2 / 358 )
شيخ مفيد گويد : طلحه و زبير بازگشتند و به سراى حاكم درآمدند و بر بيتالمال دست يافتند . سپس عايشه آمد و اموالى از بيتالمال برداشت تا ميان يارانش تقسيم نمايد . آنگاه ، طلحه و زبير با گروهى به بيتالمال درآمدند و اموال فراوان از آن برداشتند . هنگامى كه بيرون آمدند ، بر درهاى آن قفلهايى نهادند و از جانب خود وكيلانى بر آن گماشتند . عايشه فرمان داد كه آن را مهر زنند . طلحه براى اين كار پيش قدم شد ؛ اما زبير او را كنار زد و خواست كه فقط خودش بر آن مهر زند . پس با هم به مقابله برخاستند و چون اين خبر به عايشه رسيد ، گفت : « از جانب من ، خواهرزادهام عبدالله بن زبير مهر بزند . » بدين سان ، آن روز سه مهر بر بيتالمال زدند !
ابوالاسود دؤلى گويد : از آن پس ، على را هم ديدم كه بر بيتالمال بصره درآمد و هنگامى كه موجودى آن را ديد ، فرمود : « اى زر ؛ اى سيم ! كسى جز مرا بفريبيد . مال ، پناهگاه ظالمان است ؛ و من پناهگاه مؤمنانم . » به خدا سوگند ! وى به آن اموال توجه نكرد و به آن چه ديد ،
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٤٢