حالى كه خدا به او فرمان داده تا در خانهاش بماند ؛ اما زنان خود را در نهانگاهها و خانهها نهادهايد . چرا زنان خود را با خويشتن نياوردهايد ؟ » طلحه به آنان گفت : « از ما دور شويد ؛ خدايتان زشت گرداند ! » ( همان مأخذ )
10 . عمرو بن حصين نزد عايشه آمد و گفت : « اى عايشه ! تو بايد از ديگر همسران پيامبر عبرت گيري . تو و ديگر مادران مؤمنان ، الگوهاى مردم هستيد . آيا سخن خداوند را نشنيدهاي : وَقَرْنَ فِى بُيوتِكُنَّ : در خانههاى خود قرار بگيريد . اگر از فرمان خدا پيروى كني ، برايت بهتر است . » عايشه گفت : « اى عمرو ! گذشت آن چه گذشت . آيا ما را يارى ميكني ؟ اگر نميكني ، زبانت را از ما نگه دار . » گفت : « از على كناره ميگيرم . » عايشه گفت : « به اين كار تو خشنودم . » ( همان مأخذ )
11 . طبرى گويد : عثمان بن حنيف در ميان مردم ندا داد و از آنان خواست كه آماده باشند . ايشان جامه رزم پوشيده ، در مسجد جامع گرد آمدند . عايشه نيز با همراهانش آمد تا به مربد رسيدند و از بالاى آن وارد شدند و سپس ايستادند و توقف كردند . عايشه با صداى رسا و بلند همانند زنى شوكتمند به سخن پرداخت و پس از سپاس و ستايش خدا گفت : « مردم گناهان و رفتارهاى ناشايستى را به عثمان و كارگزارانش نسبت ميدادند و در مدينه نزد ما آمده ، درباره آن چه به ما خبر ميدادند ، مشورت ميخواستند و وانمود ميكردند كه سخن نيكوى ما را براى صلاح كار خويش در نظر ميگيرند . ما در حال او نگريستيم و ديديم وى انسانى پاك و پرهيزگار و وفاپيشه است و آنان بدكارانى دروغگويند كه در پى چيزى جز آن چه نشان ميدهند ، هستند . هنگامى كه آنان توانستند نيروى بسيار بر ضد او فراهم سازند ، به خانهاش درآمدند و خون و مال و مكان محترم وى را بى دليل و عذر موجه ، حلال شمردند . آگاه باشيد كه آن چه سزاوار شماست و سزاوار ديگران نيست ، دستگيرى قاتلان عثمان و برپا داشتن كتاب خداست كه فرمود : “ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ لِيحْكُمَ بَينَهُمْ ثُمَّ يتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ :
آيا داستان كسانى را كه بهرهاى از كتاب [ تورات ] يافتهاند ، ندانستهاى كه [ چون ] به سوى كتاب خدا
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٣٦