در آن چه به شما خبر داديم ، دروغ نگفتيم و در فراخوان خود براى نبرد با فرزند ابوطالب و يارانش ، شما را فريب نداديم و از حق بازنداشتيم و در پى خلافت و حكمرانى نيستيم . ما به شما هشدار ميدهيم كه مبادا در كارتان بر شما غلبه كنند و از يارى حق فروگذارى نماييد . اميدواريم كه در مسير اطاعت از خدا و صلاح امت ، ياور ما باشيد ؛ زيرا ما سزاوارترين افراد براى پرداختن به كار و مصلحت مسلمانان هستيم . على اگر در يارى مادر شما به راه راست روى بياورد ، از خلافت كناره ميگيرد تا خود امت ، هر كه را خواست ، گزينش نمايد . »
بصريان گفتند : « امالمؤمنين را درود و خوشامد باد . خداى را سپاس كه ما را با وجود او گرامى داشت . شما نزد ما از رضايت و اعتماد برخورداريد و جانهاى ما به شما تقديم ميشود و بر اطاعت و خشنودى شما ميميريم . » سپس بازگشته ، روى به سوى عايشه نهادند و او را سلام دادند و گفتند : « ما ميدانيم كه مادرمان به سوى ما نيامده ، مگر با اعتمادى كه به ما دارد و او در پى اصلاح و حفظ جان مسلمانان و فرونشاندن آتش فتنه و ايجاد الفت ميان مسلمانان است . ما در اين ماجرا منتظر فرمان او هستيم . اگر كسى فرمان او را نپذيرد ، با وى نبرد ميكنيم تا زمانى كه به حق بگرايد . » ( الجمل ، مفيد ، 162 )
4 . سخن طلحه با بصريان به گوش عبد بن حكيم تميمى رسيد . پس به سوى وى رفت و به او گفت : « اى طلحه ! اين نامههاى تو در نكوهش عثمان بن عفان است كه به دست ما رسيده است . تو ما را بر ضد وى برانگيختى تا هنگامى كه كشته شد . خبر دارم كه بعد از آن ، همراه مردم با على بيعت نمودى و سپس بدون علت ، پيمانش را شكستي .
پس از آن رأيت درباره عثمان كه ما خبر داريم ، اينك براى چه آمدهاي ؟ » طلحه گفت : « اين كه عثمان را نكوهش نمودم و مردم را بر ضد وى برانگيختم ، آرى چنين بوده است . اكنون از جرمى كه در حق وى كردهايم ، راهى جز توبه و خونخواهى او نداريم . اما درباره بيعت خود با علي ، بايد بگويم كه از اين كار بيزار بودم ؛ اما بيم داشتم كه اگر با او بيعت نكنم ، ديگران را بر من بشوراند و همان كسانى را كه براى قتل عثمان تحريك نمود ، بر ضد
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٣٢