در حالى كه هدفشان جنگ و تجاوز نبود ! اما صبورى علي ( عليه السلام ) چهره واقعى آنان را نشان داد و ثابت كرد كه ايشان تجاوزگر و قاتلند و ميخواهند بر بصره چيره و بر مردمش مسلط شوند و مخالفان خود را به قتل رسانند . كشتن هزار تن به دست سپاه عايشه در نبرد جمل صغرى و رفتار وحشيانه وى با عثمان بن حنيف و ديگر مخالفان ، سند مظلوميت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بود كه نبرد وى با آنان را در نظر مردم موجه نمود . اما مردم خربتا سپاهيانى بودند كه به معاويه ميپيوستند و در حكم خوارج مسلح جنگجو به شمار ميرفتند ؛ چنان كه در كتاب « مصر و أهل البيت » تبيين نمودهايم .
نبردهاى جمل صغرى و كبري
نبرد جمل دو مرحله داشت كه نخست ، جمل صغرى بود . در اين مرحله ، چهار روز ميان عايشه و يارانش با عثمان بن حنيف ، حاكم بصره از جانب اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) درگيرى رخ داد .
عايشه در مربد بصره به خطابه ايستاد و مردم را گرد آورد و به سراى حاكم درون شهر هجوم نمود و دو روز با مدافعان شهر در گذرگاهها جنگيد . هنگامى كه كشتگان دو طرف فراوان شدند و عايشه پيروز نگشت ، توافق نمودند كه صلح كنند و سراى حاكم و بيتالمال و حكومت شهر در دست عثمان بن حنيف بماند و عايشه و يارانش آزادانه در بصره بگردند و مردم را گرد خود آورند . پس از اندكي ، به عثمان بن حنيف خيانت ورزيدند و هنگام سپيدهدم ، به مسجد هجوم آوردند و آن را اشغال كردند و عثمان را اسير نمودند و بيتالمال را تصرف كردند . اين روز سوم آن نبرد صغرى بود .
پس از چند روز ، حكيم بن جبله با سيصد تن از بنيعبدقيس حركت نمود و با عايشه و يارانش به نبرد پرداخت . آنها وى را شكست دادند و به قتل رساندند و تسلط خود بر بصره را كامل ساختند . اين روز چهارم از نبرد صغرى بود . شمار كشتگان در اين چهار روز ، به هزار تن رسيد .
اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فرمود : « به خدا سوگند ! اگر از اينان حتى يك تن را نكشته بودند ، باز هم