ابن عبدالبر گفته است : « اين حديث از نشانههاى نبوت به شمار ميآيد و عصام
[ بن قدامه بجلي ] ثقه است . » ( السيره ، 2 / 198 )
البانى گويد : « كدام يك از شماست كه سگان حوأب بر وى پارس كنند . » اين حديث را اين كسان روايت كردهاند : احمد ( 6 / 52 ) از يحيى بن سعيد ؛ همو ( 6 / 97 ) از شعبه ؛ ابواسحق حربى ( غريب الحديث ، 5 / 78 / 1 ) از عبده ؛ ابنحبان ( الصحيح ، 1831 و موارد ديگر ) از وكيع و على بن مسهر ؛ ابنعدى ( الكامل ، ق 223 / 2 ) از ابوفضيل ؛ حاكم ( 3 / 120 ) از يعلى بن عبيد ؛ همه اينان از اسماعيل بن ابيخالد ، از قيس بن ابيحازم روايت نمودهاند : عايشه آنگاه كه به حوأب رسيد ، صداى پارس سگان را شنيد و گفت : « گمان دارم كه بايد بازگردم . اين همان چيزى است كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به ما گفت . . . . » سپس حديث را آورده است . عبارت يحيى چنين است : هنگامى كه عايشه پيش آمد ، شبانگاه به آبگاه بنيعامر رسيد . در اين حال ، سگان پارس كردند و او گفت : « اين كدام آبگاه است ؟ » گفتند : « آبگاه حوأب . » گفت : « گمان دارم كه بايد بازگردم . » برخى از همراهانش گفتند : « البته بايد به حركت ادامه دهى تا مسلمانان تو را ببينند و خداوند ميانشان اصلاح برقرار نمايد . » گفت : « رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) روزى به من فرمود : چگونه خواهد بود يكى از شما در هنگامى كه بر او
پارس كنند . . . ؟ »
سند اين روايت كاملا صحيح است و راويانش همه ثقه و قابل اعتمادند و از راويان احاديث هر شش محدث بزرگ ، مسلم و بخارى و چهار تن ديگر ، هستند . اين حديث را هفت تن از افراد ثقه ، از اسماعيل بن ابيخالد ، روايت كردهاند كه فردى ثقه و قابل اعتماد است ؛ چنان كه در التقريب آمده است . ( السلسلة الصحيحه ، 1 / 767 )
سپس البانى سخن كسانى كه اين حديث را ضعيف شمردهاند ، رد نموده و گفته است : بر اين اساس ، اين حديث از صحيحترين احاديث است و به همين دليل ، پيشوايان از ديرباز تا كنون ، پياپى به صحيح بودن آن گواهى دادهاند . [ دلايل صحت اين حديث ، از اين قرار است : ]
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٠٥