تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
بر او پارس مي‌كنند . مرا بازگردانيد ! مرا بازگردانيد ! » وى همچنان اين سخنان را مي‌گفت . افراد گردش را گرفتند و او از حركت خوددارى مي‌نمود . فرداى آن روز عبدالله بن زبير آمد و بانگ برآورد : « خود را نجات دهيد ! خود را نجات دهيد ! على بن ابي‌طالب به شما رسيده است . » بدين ترتيب ، حركت كردند . ( عمدة القارى بشرح البخاري ، 15 / 49 ) اين بدان معناست كه با عايشه حيله به كار بستند . ابن‌زبير شتابان آمد و به او گفت : « اى خاله ! حركت كن كه على به ما رسيده است . » بدين سان ، به سبب ترس حركت نمودند و از راهى جز مسير معمولى رفتند . طبرى گويد : پس حركت نمودند تا به كوه‌هاى اوطاس رسيدند و به سمت راست پيچيدند و به سوى بصره در حركت شدند و راه بصره از سمت چپ را رها كردند . ( تاريخ طبري ، 3 / 477 )

چه بسيارند سگان حوأب و چه سخت است پارس كردن آن‌ها !

1 . ابن‌اعثم در الفتوح ، ماوردى در اعلام النبوه ، شيرويه در الفردوس ، ابويعلى در المسند ، ابن‌مردويه در فضائل اميرالمؤمنين ، الموفق در الاربعين ، شعبه و شعبى و سالم بن ابي‌جعد در كتب حديث خود ، و بلاذرى و طبرى در كتب تاريخ خويش ياد كرده‌اند : عايشه آن‌گاه كه صداى پارس كردن سگان حوأب را شنيد ، گفت : « نام اين آبگاه چيست ؟ » گفتند : « حوأب . » گفت : « انا لله و انا اليه راجعون . من همان زن هستم كه پيامبر فرمود . يك روز كه همسران وى نيز حضور داشتند ، از او شنيدم : “ كاش مي‌دانستم سگان حوأب بر كدام يك از شما پارس خواهند كرد ! ” » در گزارش ماوردى چنين است : « كدام يك از شما صاحب شتر پرمو است و حركت مي‌كند و سگان حوأب بر وى پارس مي‌كنند [ در حالى كه در سپاه سركش متجاوز است ] و از راست و چپش كشتگان بسيار فرومي‌افتند و او پس از آن كه در آستانه كشته شدن است ، نجات مي‌يابد . » ( مناقب آل ابي‌طالب ، 2 / 336 ) 2 . ذهبى گواهى نموده كه حديث حوأب صحيح است و آن را معجزه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) دانسته است . او گويد : « كدام يك از شما صاحب شتر پرمو است كه پيرامونش افراد بسيارى كشته مي‌شوند و خودش وقتى در آستانه كشته شدن است ، نجات مي‌يابد . »
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 104 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )