4 . ابوجعفر اسكافى گويد : على در مدينه گفت : « به زودى سگان حوأب بر عايشه پارس خواهند كرد . » خود عايشه هنگامى كه سگان حوأب بر وى پارس كردند ، گفت : « از پيامبر شنيدم : “ گويا ميبينم كه سگان آبگاهى به نام حوأب بر يكى از زنان من پارس ميكند ، در حالى كه وى در سپاه ستمگر سركش است . ” سپس فرمود : “ اى حميراء ! شايد تو همان زن باشي . ” سپس على را فراخواند و سخنانى كه خواست ، با او به نجوا گفت . » آيا بيانى روشنتر از اين ميتوان يافت كه نشان دهد على در آن نبرد هر چه كرده ، از حركت و پيش رفتن و سخن گفتن و سكوت كردن ، همه به فرمان رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بوده است ؟ پس هر كه داراى زندگى است ، از آن عبرت گيرد و هر كه داراى قلب است ، توجه يابد . آگاه باشيد كه رواياتى از اين دست ، ساختگى نيستند . ( المعيار و الموازنه ، 56 )
5 . حركت عايشه پس از گذشت بيست و پنج سال از خبر دادن رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بود . در آن مسير ، سگان مكانهاى ديگر بر وى پارس نكردند . پس معلوم ميشود كه وى همان زن حوأب است كه پيامبر هشدار داده بود . آيا واقعيت و سخن پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) و تاريخنگاران و محدثان را دروغ ميشماريم تا سخن طلحه و زبير و شاهدان اجرت گرفته آنان را راست بدانيم ؟ چگونه ميتوان به آن صحابى اعتماد كرد كه براى گواهى دروغ ، اجرت ميگيرد ؟ با اين حال ، اينان از دوستى عايشه و طلحه و زبير و هركه با علي ( عليه السلام ) دشمنى كند ، لبريز گشتهاند !
6 . شتران معمولا از پارس كردن سگان نميگريزند ، مگر در موارد استثنايي . اصولا شتر چموش كمتر از پارس سگان تأثير ميپذيرد ؛ اما شتران چموش عايشه از فراوانى پارس سگان حوأب و شدت پارس و هجوم آنها ، رم كردند . ( شرح نهجالبلاغه ، 6 / 225 ) گويا اين سگان جنهايى بودند كه خداوند گرد آورده بود تا نشانهاى را كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) اعلان نموده بود ، تحقق بخشند . شتران عايشه ششصد نفر بودند و اين بدان معناست كه از هر سو گريختند و سپاهيان با دشوارى توانستند بر آنها مسلط گردند .
7 . شيخ صدوق گويد : امام صادق ( عليه السلام ) فرمود : « نخستين گواهى دروغين در اسلام ، گواهى آن هفتاد مرد بود كه چون به آبگاه حوأب رسيدند ، سگان بر آنان پارس نمودند و
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٠٨