در اين حال هرچه ساختمان مسجد رو به تكميل مىرفت ، ايشان به تحقق اهداف پليد خود بيشتر اميدوار مىشدند و شيطان آرزوهاى فريبنده را در نظر آنها مجسم مىساخت و ايشان را به ادامه كار ترغيب مىكرد .
مسجدى كه به آتش كشيده شد
مسجدى كه در اصل مقر و پايگاه منافقين بود ، آماده شد ، پس به خدمت آن حضرت آمده و گفتند : يا رسول اللّه ، مسجدى بنا كردهايم براى بيماران و پيران و شبهاى سرد و بارانى زمستان ، تا در آن به عبادت و نماز و نيايش ، و تعظيم شعائر الهى بپردازيم ، براى امامت آن مجمع بن جاريه را برگزيدهايم كه او از حافظين قرآن به شمار مىرود و به احكام اسلام نيز به خوبى آگاه و بصير است .
اى رسول خدا ، اكنون تمنا داريم كه به مسجد ما بيايى و نمازگزارى و موجب بركت آن گردى ، اگر دعوت ما را بپذيرى بر ما منت نهادى و ما را سرافراز نمودهاى .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : اكنون من عازم سفرم ، آنگاه كه بازگشتم ، به خواست خدا دعوت شما را اجابت مىكنم ، پس چون حضرت از غزوه تبوك به مدينه مراجعت مىكرد و هنوز دو روز راه به مدينه باقى مانده بود كه حقتعالى اين آيات را در شأن مسجد ايشان فرستاد :
« و آن گروه منافقى كه مسجدى به زيان اسلام برپا كردند ( كه خلق به مسجد پيغمبر و نماز او حاضر نشوند ) و مقصودشان كفر و عناد و ايجاد تفرقه كلمه بين مسلمانان و مساعدت با دشمنان ديرينه خدا و رسول او بود و با اين همه ، قسمهاى مؤكد ياد مىكنند كه در بناى اين مسجد جز قصد خير و توسعه اسلام نداريم و خدا گواهى مىدهد كه بىترديد دروغ مىگويند »
« تو اى رسول ما هرگز در مسجد آنها قدم مگذار ، همان مسجد كه بنايش از اول بر پايه تقواى محكم بنا گرديده ، شايسته و سزاوار است كه در همان اقامهء نماز كنى كه در آن مسجد مردان پاكى كه مشتاق تهذيب نفوس خود هستند ، درآيند و خدا مردان پاك و مهذب را دوست دارد »