تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
شما در اشتباهيد و بىجهت خود را به سختى مىاندازيد . براستى شما مىخواهيد مردمى را كه به قصد زيارت خانهء خدا آمده‌اند و مىخواهند عمره به‌جا آورند و حرمت خانه خدا را پاس دارند ، از زيارت بازداريد ، آيا سزاوار است كه هر جذامى و حميرى در زيارت كعبه آزاد باشد ولى فرزندان عبد المطلب كه در شرافت و عظمت خاندان بر همه برترى دارند ، از زيارت خانه كعبه محروم باشند ، به خدا سوگند كه قريش هلاك مىشوند . شما بايد بدانيد كه اگرچه ما با شما هم‌پيمانيم ولى براى ظلم و بيداد با شما عهدى نداريم و شما را در تجاوز يارى نمىكنيم و اگر زيارت محمد را مانع شديد ، تمام احابيش عرب را مانند يك تن واحد در برابر خود خواهيد ديد . قريش گفتند : اى فرزند علقمه آرام باش و ما را واگذار تا در كار خويش بينديشيم ، غبار غم و اندوه بر چهرهء قريش نشست ، آنگاه متحير و افسرده دور هم نشستند و به مشورت پرداختند . يكى گفت : اين محمد است كه در نزديكى مكه رحل اقامت افكنده و به زودى وارد مكه مىشود ، گرچه ما بر سر دفاع از آيين خود و جنگ با محمد سوگند خورده‌ايم ، ولى بايد ديد اين روش براى ما چه سودى دارد ؟ محمد با نيروهايى كه ما آنها را به خوبى مىشناسيم و بارها با آنها جنگيده و استقامت و شهامت ايشان را ديده‌ايم ، قصد ورود به مكه را دارد ، درحالىكه تمامى آنها براى شهادت در راه دين و آيين خود آماده‌اند ، ولى ما قهرمانان خود را در جنگ از دست داده‌ايم ، ما اين مردم را در جنگ بدر ديديم و چه ديدار نحس و مهلكى براى ما بود ، ما تصور مىكرديم كه در جنگ احد آنان را شكست داديم و قوايشان را درهم شكستيم ولى هنوز زخم‌هاى آن جنگ بهبود نيافته بود كه آنها در جنگ خندق با قدرت و نيرويى مضاعف با ما روبرو شدند . دورانى كه ما ايشان را تعقيب مىكرديم گذشته است ، امروز آنها به دنبال ما آمده‌اند و پس از مدتى كه روش دفاعى داشتند ، اينك شيوه تهاجمى به خود گرفته‌اند . اگر ما بخواهيم با مسلمانان وارد جنگ شويم و يا به دفاع بپردازيم ، بىترديد شكست مىخوريم و جنگ به زيان ما به پايان مىرسد ، و اگر محمد را رها كنيم تا وارد مكه