تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
زنان را تشويق مىكرد تا با دف زدن در پشت سر مردان ، آنها را به جنگ و قتال با نيروهاى اسلام تحريك كنند . آتش جنگ درگير شد و شعله‌هاى آن زبانه كشيد . ابو دجانه با شمشير رسول خدا به نبرد مشغول شد و در اين حال ناگهان متوجه يكى از كفار شد كه با شدت تمام سپاه خود را بر قتال مسلمانان تحريك و تحريص مىكرد . ابو دجانه رو به جانب او كرد و شمشير خود را به قصد جان او به اهتزاز درآورد ، اما قبل از اينكه شمشير ابو دجانه فرق او را بشكافد ، صداى شيون و فرياد او بلند شد و از بيم جان خود گريخت ، ابو دجانه چون به او نظر كرد فهميد كه او همان هند دختر عتبه است و لذا با خود گفت : ارزش شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم والاتر از آن است كه با آن چنين زنى را از پاى درآورم . در سوى ديگر از سپاه قريش وحشى غلام جبير بن مطعم به دنبال فرصتى مىگردد تا به اميد وعدهء اربابش ، حمزه عموى پيغمبر را به قتل برساند و از بردگى نجات يابد . ناگهان وحشى ديد كه حمزه چون شير خروشى برآورد و به ميدان نبرد شتافت و به قتال كفار پرداخت . وحشى به سوى او رفت و درحالىكه خود را از ديد او پنهان مىكرد در فرصتى مناسب ، با نيزه شكم آن حضرت را نشانه رفت و او را بر زمين انداخت و بدين ترتيب سردار رشيد اسلام و عموى گرامى رسول اللّه در احد به شهادت رسيد .

غفلت مسلمانان در احد

جنگ به شدت ادامه داشت ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در زير پرچم انصار نشسته بود و روحيه مسلمانان را تقويت مىكرد و ايشان را به صبر و بردبارى و تقوى و پرهيزكارى را در راه خدا توصيه مىنمود و از مخالفت خدا و رسولش برحذر مىداشت ، و مرتب آنان را سفارش مىكرد تا مواضع خود را در جنگ حفظ كنند ، از پيش‌درآمد پيروزى مغرور نشوند و زرق و برق مال دنيا آنان را فريب ندهد . در جمع‌آورى غنايم جنگى حريص نباشند و براى كسب ثروت و به طمع زينت ، مشركين را تعقيب ننمايند .