تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
همراهى كردند و در آنجا منزل گزيدند . در اين حال يكى از مشركين بنام ابىّ بن خلف فرياد برآورد : محمد كجاست ؟ من زنده نمانم ، اگر او جان سالم بدر برد . مسلمانان گفتند : يا رسول اللّه اجازه بفرماييد يكى از ما با او وارد نبرد شويم ، حضرت فرمود : او را رها كنيد و چون ابى نزديك‌تر شد ، حضرت يك ضربت به گردن او زد و همين جراحت با آنكه مختصر بود سبب مرگ او شد . سپس على عليه السّلام براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ظرف آبى فراهم كرد و خون از سر و روى آن حضرت شست و بعد از آن رسول اللّه كه دچار ضعف شديدى شده بود ، نشسته نماز خود را به جاى آورد . و بدين ترتيب جنگ مسلمانان و كفار در احد خاتمه يافت و مسلمين پس از پيروزى اوليه ، بخاطر قصور در وظايف و ترك تنگه احد شكست خوردند و هفتاد نفر از بهترين ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم شهيد شدند ولى گويا تقدير الهى چنين بود و خداوند دراين‌باره در قرآن كريم مىفرمايد : « و به حقيقت ، صدق وعدهء خدا را كه شما را بر دشمنان غالب گرداند ، آنگاه دريافتيد كه غلبه كرديد و به فرمان خدا كافران را در خاك هلاك انداختيد و هميشه بر دشمن غالب بوديد تا اينكه در كار جنگ ( احد ) سستى كرده و اختلاف انگيختيد ( برخى در سنگرى كه پيغمبر دستور داد ايستاده و گروهى از پى غنيمت رفتيد ) و نافرمانى حكم پيامبر كرديد ، پس از آنكه هرچه آرزوى شما بود ( از فتح و غلبه بر كفار و غنيمت بردن ) به آن رسيديد . منتها برخى براى دنيا و برخى براى آخرت مىكوشيديد ، سپس از غلبه و پيشرفت شما را بازداشت تا شما را بيازمايد ، خدا از تقصير شما ( كه نافرمانى از پيغمبر خود كرديد ) درگذشت كه خدا را با اهل ايمان عنايت و رحمت است . به ياد آريد هنگامى كه روى به هزيمت گذاشته چنان به دشت مىگريختيد كه به هيچكس حتى پيغمبر هم كه شما را در صف كارزار به يارى ديگران مىخواند توجهى نداشتيد ، اين بىثباتى غمى بر غم شما افزود ، تا از اين پس براى از دست دادن يا به دست آوردن چيزى اندوهناك نشويد و خدا بر هرچه كنيد ( و هرچه انديشيد ) آگاه خواهد بود ، بعد از آن غم و انديشه ، خداوند شما را ايمنى
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 457 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى