تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
ثروتمند خواهيم كرد و اگر كشته شدى ، دخترانت را مانند دختران خود سرپرستى مىكنيم و مطمئن باش كه فرزندان تو و ما در فقر و رفاه باهم خواهند بود . بزرگان قريش به همراه همسران خود از مكه خارج شدند . درحالىكه هند دختر عتبه و همسر ابو سفيان در ميان زنان و بزرگان قريش به تحريك لشكر و تشويق جنگجويان مىپرداخت و بدين ترتيب بود كه لشكر انبوه قريش از مكه به سوى مدينه حركت كرد و در دامنه كوه احد در مقابل مدينه مستقر شدند و اردوى خود را بر پا كردند .

آمادگى مسلمانان براى دفاع

رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم با گروهى از اصحاب خود به مشاوره و تبادل نظر پرداخت و سپس رو به ياران خود كرد و فرمود : نظرتان در مورد ماندن در مدينه و دفاع چيست ؟ در اين صورت كفار دو راه بيشتر ندارند ، يا اينكه در كنار شهر مدينه باقى مىمانند كه براى آنها مقدور نيست و يا قصد ورود به شهر را مىكنند كه در اين صورت ما نيز دست به شمشير مىبريم و وارد كارزار مىشويم . عبد الله ابن ابى بن سلول با خوشحالى پيشنهاد رسول اللّه را پذيرفت و گفت : اين روش ، تدبير خوبى است ، ولى گروهى ديگر از مسلمانان كه از شهادت در راه خدا باكى نداشتند ، گفتند : يا رسول اللّه دستور حركت ما را به سوى دشمن صادر كن تا قريش گمان نبرند كه از آنها ترسيده‌ايم ، عبد الله ابن ابى با آنها مخالفت كرد و گفت : يا رسول اللّه در مدينه بمان تا در كوچه‌هاى مدينه با كفار بجنگيم و همگى در دفع ايشان اتفاق كنيم . براستى كه هرگز گروهى بر سر مدينه نيامدند كه بر ما ظفر يابند و ما هرگز از مدينه به قصد جنگ خارج نشده‌ايم ، مگر اينكه شكست خورديم . مسلمانان در بحث و جدل بودند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم پس از اداى نماز جمعه زره جنگى به تن كرد و آماده قتال شد . عده‌اى گفتند : يا رسول اللّه اگر شما راضى به جنگ نباشيد ما هم در مدينه مىمانيم ، به‌هرحال در شأن ما نيست كه شما را به انجام كارى واداريم .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 451 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى