ترديد ندارم ، ولى من او را مردى داراى فضل و علم و رأى مىدانستم و دوست داشتم و اميدوار بودم كه به اسلام هدايت گردد ولى حال كه وضع او را مىبينم و به ياد مىآوردم كه با كفر از دنيا رفته است ، اميد خود را بر باد رفته مىبينم و متأثر مىشوم .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم او را دلدارى داد و برايش دعاى خير نمود ، مسلمانان به سوى غنايم جنگى شتافتند و به جمعآورى آنها پرداختند و وسايل و ادوات پراكنده را بر روى هم انباشتند و به شكرگزارى و سپاس خداوند پرداختند كه آنها را مورد عنايت و حمايت خويش قرار داد و پيروزى بر كفر را نصيبشان كرد .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 444
مساهمون: محمد أحمد جاد المولى
ص٤٤٤