تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
رسول اللّه ! اجازه مىفرماييد سايبانى چوبى براى شما مهيا كنيم كه در آن قرار بگيريد و وسايل مورد نياز شما در اين محل آماده باشد ، سپس ما به جنگ دشمن مىرويم ، اگر پيروز شديم و به هدف خويش رسيديم كه مطلوب ما حاصل شده است و اگر پيروز نشديم شما با وسايل سفر و شتران آماده به مدينه بازگرديد ، زيرا گروهى از مسلمانان علاقمند در مدينه مانده‌اند كه اگر مىدانستيد سفر ما به جنگ مىانجامد ، هرگز دست از همراهى شما برنمىداشتند ، اگر چنين اتفاقى افتاد شما به مدينه بازگرديد تا خدا شما را در حمايت مسلمين مدينه حفظ كند و آنها مشاور و ياور و در ركابتان خواهند بود و شر دشمن را از شما دفع خواهند كرد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از پيشنهاد سعد تقدير و در حق او دعاى خير نمود ، سپس سعد اطاقكى چوبى براى آن حضرت ساخت تا اگر مسلمانان پيروز ميدان نشدند ، دست دشمن به رسول خدا نرسد و ايشان بتوانند به سلامت به مدينه و نزد ياران خود بازگردند و به استمرار دعوت خويش بپردازند و دين خود را در بين آنان و ساير اعراب منتشر سازند . زيرا اسلام براى قوم و طايفهء خاصى نيامده و رسول خدا مأمور به رهبرى تمام اقوام و قبايل و مردم جهان است .

قريش در جبهه بدر

سپاه قريش آرايش جنگى به خود گرفت ، سپس شخصى را فرستادند ، تا از وضع مسلمانان آگاه گردند . جاسوسان قريش بازگشتند و به آنان خبر دادند كه تعداد مسلمانان حدود سيصد نفر هستند و آنها بجز شمشير و وسايل ساده نبرد هيچ سنگر و جان پناهى براى خود تدارك نديده‌اند و تنها اميد آنها اتكا به نيروى ايمان و يقين است . وحشت و نگرانى بر قلوب سپاهيان قريش حاكم شد و برخى دورانديشان آنها بيم آن داشتند كه مسلمانان با تعداد محدود ، لشكر انبوه قريش را نابود و ارزش و اعتبار قواى مكه را پايمال سازند ، در اين ميان عتبة بن ربيعة « 1 » به‌پاخاست و گفت : اى طايفه
هامش
( 1 ) . عتبه از فرزندان عبد مناف است و فرزندش ابو حذيفه در جنگ بدر در خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بوده است .