به شما وعده پيروزى به يكى از دو طايفه ( قافله قريش يا كاروان شام ) را داد و شما مايل بوديد كه آن طايفه كه شوكت و سلاحى به همراه ندارد ( بدون رنج جهاد ) اموالشان نصيب شما شود و خدا مىخواست صدق سخنان حق را ثابت گرداند و ريشه كافران را از بن بركند تا حق دين اسلام را پايدار و باطل را محو و نابود سازد هر چند كه بدكاران را خوش نيايد . » « 1 »
در پى نزول اين آيه مسلمانان مصمم شدند كه به نبرد با دشمنان بپردازند و در اين راه ثابتقدم باشند ، پس به دستور حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به سوى آب بدر شتافتند ، خدا بارانى نرم و آهسته بر سر مسلمانان فرستاد و زمين ريگزار را براى حركت سپاه مدينه مناسب گرداند ولى بر سر قريش بارانى شديد فرستاد و زمين خاكى محل ايشان گل و لغزنده شد و نتوانستند به سهولت حركت كنند و بدين ترتيب سپاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به راحتى حركت كرد و نزديك آب بدر فرود آمد .
محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مصمم بود در اين سرزمين بماند . اما حباب بن منذر عرضه داشت : يا رسول اللّه ! آيا انتخاب اين مكان به امر خداست و نمىتوان دربارهء آن اظهارنظر كرد و يا اينكه تدبير جنگ و نقشه نبرد است .
حضرت فرمود : اين عمل از تدبير و نقشهء جنگ است .
حباب عرضه داشت : يا رسول اللّه ! اينجا ، محل مناسبى نيست ، سپاه را فرمان حركت بده ، تا به محلى رويم كه چاههاى آن پايينتر از چاه آب دشمن باشد ، سپس چاههاى ديگر را به اين چاه وصل كنيم و حوضى بر سر چاه بنا كنيم و آنان را از آب انباشته سازيم و بدين ترتيب دشمن از آب بىبهره خواهد شد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : فكر خوبى است . سپس حركت كردند و در محل مورد نظر فرود آمدند . سپس حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم دستور داد : چاهها را به يكديگر راه دهند و حوضى بنا كنند و آن را از آب پر سازند .
و بدين ترتيب سپاه آماده نبرد شد و افراد در اين مورد با يكديگر به شور و مشورت پرداختند . در اين هنگام سعد بن معاذ نزد حضرت آمد و عرضه داشت يا
هامش
( 1 ) . سوره انفال ، آيات : 7 و 8( وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ . . . )