تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
وفاداريم و با خود عهد و پيمان بسته‌ايم كه گوش به فرمان شما باشيم و اوامرت را اجرا كنيم . يا رسول اللّه حركت كن و به سوى هدف خود بشتاب كه ما با شماييم ، به آن خدايى كه شما را بر حق فرستاده ، اگر ما را به دريا بخوانى و بر آن پا نهى ما به جان وارد آن مىشويم . مطمئن باش كه احدى از انصار در اين امر كوتاهى نمىكند و ما را از اين جنگ باكى نيست . شما فقط دشمن را به ما نشان دهيد . ما در تداوم اين جنگ بردبار و به فنون آن آشناييم . شايد خدا در ميدان جنگ نيرو و توانى از ما به شما نشان دهد كه چشم شما را روشن گرداند ، بنابراين ما را همراه خود ببر و به يارى و همراهى ما اميدوار باش و به عنايت خدا ، توفيق و پيروزى هم با ماست . هنوز سخنان سعد بن معاذ تمام نشده بود كه لبخند رضايت بر لبان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم شكفت و آثار خرسندى بر چهره‌اش نمودار شد ، سپس فرمود : حركت كنيد و اميدوار باشيد ، زيرا خدا وعدهء تصرف قافله و يا شكست قريش را به من داده و به يقين وعدهء خدا تحقق مىيابد ؛ به خدا سوگند گويا به مقتل آنان مىنگرم ، سپس حضرت رسول و يارانش حركت كردند و در نزديكى چاههاى بدر فرود آمدند .

ارزيابى لشكر قريش

محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بعضى از ياران خود را براى كسب اخبار به سوى چاه بدر فرستاد . « 1 » فرستادگان حضرت به دو نفر برخوردند كه براى قريش آب برمىداشتند ، و از آنان پرسيدند كجا مىرويد و منسوب به چه قبيله‌اى هستيد و چه هدفى داريد ؟ آن دو غلام گفتند : ما غلام قريشيم ، ما را فرستاده‌اند كه براى آنان آب ببريم . اين خبر براى مسلمانان خوشايند نبود زيرا آنها اميدوار بودند كه اين دو نفر از قافلهء
هامش
( 1 ) . بدر چاه آبى است در 28 فرسخى مسير مدينه به مكه و قريش در نقطه‌اى دور از اين چاه استقرار يافته بودند .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 436 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى