تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
راه خدا جهاد كردند ، آنان اميدوار و منتظر رحمت خدا باشند كه خدا بر آنها بخشاينده و مهربان است . » « 1 » و بدين طريق اندوه آنها بر طرف گشت و قلبهايشان از تزلزل بيرون آمد و خوشحال و شادمان شدند ، زيرا نعمت خدا آنان را فراگرفت و رحمت او بر سرشان سايه افكند . اين سريه اولين جنگى بود كه مسير توسعه اسلام را مشخص كرد و اولين حركتى بود كه برنامه ترويج اسلام را پايه‌گذارى كرد . در اين جنگ پاسخ مشركين كه مىگفتند : جنگ در ماه حرام كارى بزرگ است داده شد و خداوند وحى كرد : كارى مهمتر از جنگ در ماه حرام نيز وجود دارد و آن ممانعت از امور خير و بازگرداندن مسلمانان از دين خود بوسيله تهديد و تطميع ، كفر به خدا و بيرون راندن مردم از مسجد الحرام است و اين همان اعمالى است كه مشركين انجام داده بودند و بدين طريق جنگ ، با افرادى كه از ترويج دين خدا جلوگيرى مىكنند و مردم را از توحيد و يكتاپرستى بازمىدارند ، تجويز گرديد . قريش دريافتند كه عزت و شوكت خود را از دست داده‌اند و قدرت و امنيت از ايشان سلب شده ، اموال ايشان مورد تعدى قرار گرفته ، فرزندانشان كشته شده و مردانشان اسير گشته‌اند . به همين دليل تصميم گرفتند اعراب را عليه محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و اصحاب او بشورانند و گفتند : محمد در ماه حرام به جنگ پرداخته است و آن‌قدر روى اين مطلب تأكيد و تبليغ كردند كه مسلمانان يقين كردند كه ديگر راهى براى همكارى و اتحاد و سازش وجود ندارد . يك روز محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم خبردار شد كه ابو سفيان فرزند حرب با قافلهء قريش و اموال بازرگانى آنان از شام عازم مكه است ، لذا مسلمانان را تشويق نمود راه را بر آنان بگيرند و به آنان گفت : اين قافلهء قريش است ، به سوى آن بشتابيد ، باشد كه با يارى خدا قافله به دست شما بيفتد و نيروى شما افزايش يابد . بدنبال سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم عده‌اى ترسيدند و برخى اظهار بىميلى كردند ، اما
هامش
( 1 ) . سوره بقره ؛ آيه : 218 .