آنگاه كه قريش فهميدند كه كاروان بازرگانى و اقوامشان مورد حمله مسلمانان قرار گرفتهاند گفتند : محمد و ياران او حرمت ماه حرام را شكستند ، خونريزى و غارت نمودهاند و افرادى از ما را اسير ساختهاند .
خدا براى رفع نگرانى مسلمانان ، رحمت خويش را نازل كرد و سايه لطف و مهربانى را بر سر آنان گسترد و به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم وحى فرمود : « درباره جنگ در ماه حرام از تو سؤال مىكنند بگو : جنگ در ماه حرام گناهى بزرگ است و بازداشتن خلق از راه خدا و كفر به خدا و پايمال كردن حرمت حرم خدا و بيرون كردن اهل حرم ( كه مشركان مرتكب شدهاند ) بسيار گناه بزرگتر است نزد خدا ، و فتنهگرى فسادانگيزتر از قتل است و كافران پيوسته با شما مسلمانان نبرد مىكنند تا آنكه اگر بتوانند شما را از دين خود بگردانند » « 1 »
چون اين آيه نازل شد ، ترس مسلمانان بر طرف گرديد ، و غم و اندوه از چهره سربازان مسلمان پاك شد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم اموال و اسيران را تحويل گرفت ، سپس قريش نمايندهاى نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرستادند و درخواست خريد اسيران خود را دادند ولى حضرت فرمود : زمانى اين دو نفر آزاد مىشوند كه دو اسير ما هم آزاد گردند و ما قبل از آزادى دو اسير خود حاضر نيستيم اسيران شما را آزاد سازيم ، زيرا بيم آن مىرود كه شما آنان را آسيب رسانيد كه در اين صورت ما هم در مورد اسيران شما همان گونه عمل مىكنيم .
قريش پيشنهاد محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را پذيرفتند و دو اسير مسلمان را فرستادند و اسيران خود را بازگرفتند و خدا نعمت خود را بر مسلمين تمام و به وعده خود وفا كرد و آنان را با يارى خود تاييد نمود .
عبد الله بن جحش و يارانش چون از نگرانى و ترديد در مورد عمل خود فارغ شدند ، به پاداش عمل و ثواب مجاهدت خود اميدوار شدند ، لذا عرضه داشتند : يا رسول اللّه آيا ما مىتوانيم به پاداش عمل و ثواب جهاد خود برسيم ؟ خدا درباره آنان اين آيه را نازل كرد : « آنان كه به دين اسلام گرويدند و از وطن خود مهاجرت كرده و در
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ؛ آيه : 217« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ . . . »