تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
درماندگى او رحمت كرد و دعاى او را به اجابت رساند و هبه و تقديمش را پذيرفت و نعمت خود را بر وى تمام كرد . خداى تعالى راضى شد كه دخترش را براى وفاى به نذر قبول كند و به وى خبر داد كه خدا نسبت به آنچه وضع حمل نموده داناتر از مادر اوست و ارزش و اعتبار فرزندى را كه به او بخشيده بهتر مىداند .

مريم عليها السّلام خادم بيت المقدس

آنگاه كه مادر مريم فهميد دختر او در خدمت به بيت المقدس پذيرفته شده ، بار ديگر غمهايش زدوده شد و دانست كه خدا او را مشمول لطف و كرم خاص خود قرار داده است و او را بر اين نعمت برگزيده است ، لذا مريم را در پارچه‌اى پيچيد و به سوى بيت المقدس روان شد و او را به روحانيون حرم سپرد و گفت : اين دختر نزد شما باشد ، زيرا من نذر كرده‌ام كه او خدمتگزار اين خانه باشد ، سپس فرزند را گذاشت و خود بازگشت . ما اكنون ، اين مادرى كه ديروز همسر خود را از دست داد و امروز پاره جگر خويش را در اختيار خادمين و روحانيون بيت المقدس گذاشت وامىگذاريم و تصور مىكنيم كه او تسليم قضاى الهى شد و به آنچه برايش مقدر شده بود خرسند گشت و بخاطر پذيرش دخترش به بهترين وجه براى خدمت به معبد و تعلق چنين امتياز و برترى در ميان زنان جهان به وى ، خوشحال و شادمان شده است . از طرفى فرض مىكنيم عاطفهء مادرى و احساس نگرانى براى دخترش گاهگاهى او را تحريك مىكند تا به بيت المقدس برود و دورادور از حال مريم جويا شود و آنگاه كه از سلامت وى مطمئن شد و خاطرش آسوده گشت ، ديده به بيت المقدس دوخته و خدا را ستايش مىكند كه هديه او را پذيرفته و نعمت بىپايان خود را بر او جارى ساخته است و سپس بازمىگردد . ما اكنون جوياى حال دخترى مىشويم كه بتازگى ميهمان خادمين بيت المقدس شده است . آنگاه كه نوزاد ، تحويل روحانيون بيت المقدس شد ، خادمين و متوليان با اشتياق اطراف او جمع شدند و در پرستارى و تكفل او به نزاع پرداختند و هريك