تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
پروردگار دعاى مادر را به اجابت رسانيد . و خواهش او را برآورد و روزى مادر احساس كرد كه جنين در رحم او به حركت درآمده است ، اين حادثه طراوتى به مادر بخشيد و دنيا در نظرش روشن شد ، چين و چروك جبين او را بر طرف و لبخند خشنودى بر لبانش نشاند . او با چهره‌اى گشاده و آغوشى باز به استقبال زندگى رفت و با دلگرمى به آينده خوش‌بين شد . از اين پس ، او روزها پهلوى همسرش مىنشيند و آنچه در جان و دل خويش احساس مىكند با شوهر در ميان مىگذارد و آينده كودك و آنچه را براى او آرزو دارد براى شوهر بيان مىكند . شوهر او عمران با خوشحالى و مسرت به سخنان همسرش گوش مىدهد و با عشق و علاقه به مطالب دلپذير او توجه مىكند . اين زن و شوهر غرق در شادى و سرور شده‌اند و اين طفل با آنكه هنوز در رحم مادر است رنج و ناراحتيهاى زندگى را از آنان بر طرف ساخته و بارش اشك را از ديدگان آن دو متوقف ساخته است . در آن هنگام كه مادر مريم در قعر درياى افكار و آرزوهاى شيرين خود شناور بود و براى مولود خويش وسايل لازم را فراهم مىساخت و بخاطر فرزند به زندگى دلگرم شده بود برگ تازه‌اى از زندگى او رقم خورد و روزگار بار ديگر چهرهء عبوس خود را بر او نمايان كرد و غم و اندوه را در دل او جايگزين شادى و شعف كرد . آرى او در انتظار فرزند و آرامش روان بود كه مرگ شوهرش فرارسيد و اشك فراق را همچون باران بهارى از ديدگانش سرازير ساخت . مادر مريم اميدوار بود كه شوهرش از ديدن پارهء جگر خود كامياب گردد و چشمش به حاصل زندگىاش منور گردد ولى فرمان خدا نافذ است و كسى را توان سد راه قضا و قدر او نيست . بار ديگر مادر مريم تنها شد و مانند مرغ پرشكسته با چهره‌اى اندوهبار كنج عزلت گزيد و هر قدر زمان وضع حمل او نزديك مىشد تلخى غم و شهد آرزو در وجود او درهم مىآميخت و هر زمان احساس مىكرد كه دردهاى درونى او افزايش يافته و كاخ آرزوهايش متزلزل گشته ، اميد به خدا قوت قلب او را احياء مىكرد و آرزوى رؤيت