سيماى فرزندى كه در رحم داشت پرتوى در دلش مىافكند و ناراحتى و اندوه او را تسكين مىداد و موجب تسليت خاطرش مىشد .
تولد مريم عليها السّلام
درد زايمان در مادر مريم شروع و زمان وضع حمل وى فرارسيد ، مقدمات عمل فراهم شد و لحظاتى بعد ، مولود وى چشم به جهان گشود ولى ناگهان مادر مريم متوجه شد كه فرزندش دختر است و در اين لحظه بار ديگر كاخ آمال و آرزوهايش فروريخت و نقشههاى او نقش بر آب شد .
او با صداى نالان به درگاه خدا شتافت ، زيرا اميدوار بود كه فرزندش پسر باشد ، تا او را به بيت المقدس ببخشد و وقف خدمت به خانهء خدا نمايد ، تا بدينوسيله به خدا تقرب جويد و شكر نعمت وى را بجا آورد ، ولى اكنون معلوم شد كه فرزندش دختر است و دختران ، مناسب خدمت خانه خدا نيستند . به همين جهت ابرى از غم وجود مادر را فراگرفت و موجى از نااميدى او را در كام خود فروبرد ، سپس او را مريم ( زن عبادتكار ) نام نهاد و از خدا خواست تا به لطف خود او را حفظ و با عنايت خويش او را پرورش دهد و او را مطابق نامش عابد و پارسا قرار دهد و مريم و ذريه او را از شر شيطان رجيم حفظ نمايد .
مادر مريم با قلبى شكسته و روحى اندوهگين كه محنتهاى پياپى بر آن وارد شده ، بيشتر زندگى و بهار جوانى خود را با غم و اندوه و قلب شكسته سپرى كرده است ، زيرا مدت مديدى در غم بىفرزندى مىسوخت و آنگاه كه اين آرزو برآورده شد و غم از وجود او رخت بربست و خداوند دعاى او را به اجابت رساند و او حركات جنين را در ميان رحم خود احساس كرد ، خشم روزگار ، شوهر او را در كام مرگ فرو برد ، بعلاوه مادر مريم از خدا مىخواست كه پسرى به او عطا كند كه بىريا به خدمت خانه خدا بپردازد ولى اكنون او دختر زاييده است و اين حادثه ، غم و حسرت او را تكرار كرده است .
در اين حال مادر مريم در غم و اندوه فرورفت و به خداى خود پناه برد ، خدا به