تحت سرپرستى و كفالت زكريا عليها السّلام درآمد و زكريا تربيت او را به عهده گرفت .
زكريا تصميم گرفت به شكرانهء اينكه خداى تعالى سرپرستى امور مريم را به وى سپرده است وسايل آسايش و رفاه او را به بهترين وجه فراهم سازد . عشق و علاقهء زكريا و احتياط در محافظت از مريم او را واداشت تا مريم را دور از دسترس مردم نگهدارد و خود را مخصوص خدمت وى سازد و ديگران را از وارد شدن بر مريم منع كند . لذا اطاق بلندى در بيت المقدس براى او بنا كرد كه راهى به آن جز بوسيله نردبان نبود . زكريا شخصا به بررسى و كفالت امور مريم پرداخت ، او مرتب به مسكن و محراب عبادت مريم سرمىزد تا از حال وى آگاه و مطمئن گردد و ما يحتاج زندگى او را فراهم سازد .
نزول مائده آسمانى بر مريم عليها السّلام
بدون ترديد زكريا از سرپرستى مريم بسيار شاد و خرسند بود و همواره به فكر آسايش مريم و تدارك اسباب سعادت وى بود . تا اينكه يك روز چيز عجيبى ديد كه در كار مريم متحير و متعجب شد . آن روز چون زكريا وارد محراب مريم شد ، ديد خوراك مريم آماده است و چون پيمان زكريا با مريم اين بود كه كسى حق ورود به اطاق مريم را ندارد ، تعجب كرد . زكريا تاكنون مثل اين غذا را براى او نياورده بود و نمىدانست چه كسى ممكن است اينچنين غذايى را نزد مريم آورده باشد . او در اين مورد به جستجو و تحقيق پرداخت تا شايد از رمز اين مطلب آگاه گردد .
زكريا پس از تفحص فراوان چون نتوانست به علت موضوع واقف شود ، شخصا نزد مريم آمد و گفت : اى مريم ! اين خوراكيها را كه شبيه به غذاهاى مردم دنيا نيست و در اين فصل نيز يافت نمىشود ، از كجا آوردهاى ؛ درحالىكه درهاى اين اطاق نيز بر روى تو بسته است و كسى نمىتواند بر تو وارد گردد .
مريم پاسخ داد : اين خوراكها از نزد خداى يكتا مىآيد ، خدا به هركس كه بخواهد رزق فراوان و بىحساب مىبخشد .
كشف اين حادثه بر ارزش مريم در نظر زكريا افزود و عنايت وى به او بيشتر شد و